تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

خطبهء 69 از بيانات آن حضرت بعد از نيمه شب روزى كه شمشير بر فرق مباركش فرود آمد ( ماه رمضان سال چهلم هجرت )

( 1 ) جاى خود بودم نشسته ، خواب بر چشمم نشست * تا برايم آشكار آمد رسول حق پرست ( ص ) گفتم اى قطب دو عالم بر دو عالم افتخار * باعث و انگيزهء خلقت چراغ اعتبار بس كجى و دشمنى از امّت تو برده‌ام * ( تلخى آن را بدشوارى تحمّل كرده‌ام ) در جواب اين گونه فرمود آن رسول بردبار * ( خاتم پيغمبران ، عبد شكور كردگار ) ناله و نفرين حوالت كن ز روى انزجار * تا مكافات تمرّد را به بينند آشكار ( 2 ) پس چنين گفتم نهانى ضمن حاجت در دعا * بهتر از ايشان براى من عطا كن اى خدا جاى من هم پست مردانى به ايشان بر گمار * ( تا كنند اين قوم را بعد از سيادت ، پست و خوار ) ( اين دعا بعد از وفات آن جناب مستطاب * گشت با حجّاج بر اين قوم غالى « 1 » مستجاب )
سيّد رضى رحمة الله عليه در اين خصوص اشارهء جالب و نمكينى دارد كه تعبيرات اود ولدد را كه در آغاز خطبه است افصح كلام ميداند .
از اود منظور او باشد كجى و اعوجاج * پس چنين تعبير ، بر تفسير دارد احتياج واژهء جالب ، سخن را خوش تجلّى مىدهد * بيشتر در چشم خواننده تحلّى « 2 » مىدهد از لدد هم قصد مولا سركشى و دشمنيست * ريشهء اين گونه اعمال قبيحه ، در منسيت هر كه از آل على ( ع ) در دل نشاند دشمنى * بر وجود او نتابد از هدايت روشنى و آن كه دور افتاده ( ناهى ) از على و آل او * حاصلى در بر ندارد خرمن آمال او
پايان خطبهء 69
هامش
( 1 ) از حدّ گذرنده ( 2 ) زينت‌دار شدن