كرد بر اجراى امرت صادقانه اهتمام * ( ياد داد علم معارف را بهجّت بر انام )
آتش مهر الوهت را درون سينه تافت * در ره تحصيل مرضات تو از دل مىشتافت
در چنين تصميم ، او را وهن و سستى رو نداد * همچنان مىداد بر پيشى و سبقت امتداد
( 3 ) وحى را دريافت كرد و با عدالت گستراند * در قلوب واعيه « 1 » بذر تحرّى بر فشاند
در ره اجراى فرمان تو از جان مىگذشت * همچنان در حفظ پيمان تو از جان مىگذشت
تا بدين سان بر ملا كرد از حقيقت شعلهاى * ( روى خلق عالم از مشكات رحمت شعلهاى )
علم و عرفان يافت با دستش بعالم انتشار * ( همچنان اصنام عهد جاهليّت تار و مار )
آن كسى كه تابع عمّال جهل و فتنه بود * بر چنين از ره فتاده راه روشن بر گشود
و هديت به القلوب بعذ خوضات الفتن و الاثام بوسيلهء آنحضرت ( محمّد ( ص ) دلهائيكه در غرقاب فتنه و گرداب گمراهى فرو رفته بودند ، يكباره با ندائى كه به زبان وحى ، قلبها را نوازش و سينهها را گشايش مىداد نجات يافتند .
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى * آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند ( حافظ )
( 4 ) قلبهاى غوطهور در عمق درياى فساد * يافتند آخر بموجوديّت حقّ ، اعتقاد
با چنين نور درخشان هدايت در جهان * قلبهاى فتنه ديده كسب كردند آرمان
آن رسول پاكدامن ( ص ) آرمان انس و جان * كلّ احكام شريعت را بيان كرد و عيان
پس ، امين تست يارب آن رسول با وفا * معدن علم دو عالم ، شاهد روز جزا
او ترا مأمور وحى است و رسول منتجب * بندهء شايسته و عبد مطيع و منتخب
مرشد و اصلاحگر ، ارسال گشته سوى خلق * بر گشاينده ره تقوا گرائى روى خلق
( 5 ) بارالها بر محمّد ( ص ) ظلّ رحمت برگشا * نعمت افزون و بيچون مرحمت كن اى خدا
در ازاء رنجهائى كه كشيده روز و شب * بذل كن او را بسى پاداش نيكو بىطلب
هامش
( 1 ) ظرفيّت دار