تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

خطبهء 68 از فرمايشات آن حضرت در نكوهش اصحابش ( كه براى جنگ با اهل شام يعنى معاويّه و لشكرش آماده نمىگشتند )

( 1 ) با شما با اينهمه سستى مدارا چون كنم * ( بهر اصلاح و توانگيرى تمنّا چون كنم ) در مثل چون اشتران تازه كاريد و جوان * آنچنانكه پشت‌شان بر بارگيرى ناتوان چون لباس كهنه ، هستيد و بغايت مندرس * تار و پود آن به هم خورده ز بنيان سست ريس اينطرف را گر بدوزى پاره گردد آنطرف * از كجا باشيد مردان دلاور وا اسف ؟ ( 2 ) گر شما را يورش آرد توده‌اى از اهل شام * از شما بيرون نخواهد گشت تيغى از نيام هر كدام از ترس جان در خانه پنهان مىشويد * همچو برگ بيد ، لرزان و پريشان مىشويد ميخزيد از خوف بر مأمن ز روى اضطرار * مثل اينكه ميخزد بر لانهء خود سوسمار مىنشينيد اندرون خانه با صد اضطراب * گوئى اندر لانهء خود موش و كفتار از تباب « 1 » ( 3 ) تيره‌بخت آنكه شمايش يار و ياور بوده‌ايد * سوى او بازوى امداد و كمك بگشوده‌ايد هر كه با امدادتان ناوك بدشمن بركشيد * مىتوان گفتن كه آنكس ناوك بىسر كشيد ( ناوك و تيرى كه آن را سر نباشد خامد است * در نفوذ و قدرت تأثير جسم جامد است ) از شما در دفع دشمن نيست چيزى ساخته * پس شما هستيد عروسانى به خود پرداخته
در خانه‌ها پيش زنان‌تان از مردانگى و دلاورى دم مىزنيد ولى در ميدان جنگ و ستيز ، بر دشمنان پشت مىنمائيد . واى بر شما كه بسان گوشه گيران بر خود تاخته‌ايد و مانند
هامش
( 1 ) هلاك شدن