خواه نيكوكار باشد خواه پست و بدسرشت * ( رهنمون باشد بمردم تا چه باشد سرنوشت )
( 3 ) مرد مؤمن آنزمان سرگرم زهد و طاعت است * مرد كافر نيز همچون مستفيد از نعمت است
در امان است هر كسى از هرج و مرج و اضطراب * ايمن است از اضطرار و مطمئنّ است از تباب « 1 »
جمع گردد ماليات و جنگ گردد با عدو * ( لقمهء كس از غم و حرمان نماند در گلو )
راهها از دزد و غارتگر بكلّى ايمن است * ( حقّ دولت از حقوق خلق كشور روشن است )
هر زمان بر هم خورد وضع امارت در بلاد * محتمل باشد فساد و قتل و غارت در بلاد
پس بوسيلهء امارت ، پايهء اقتصادها قائم است و سايهء اعتمادها مداوم . تا اينكه ضعيف ، حقّ خود مىبرد و قوى گوشمال مىخورد .
گر بود در شهرها دست امارت در ميان * اخذ گردد از قوى ، حقّ ضعيف و ناتوان
تا بماند مرد بىآزار و نيكو در امان * منع گردد ظالم از سوء تمتّع از توان
و فى رواية اخرى انّه عليه السلام لمّا سمع تحكيمهم قال حكم اللّه انتظر فيكم .
سيّد رضى مؤلف نهج البلاغه ميفرمايد ، در روايت ديگر وارد شده است كه چون آن بزرگوار شعار خوارج را شنيد كه مىگفتند ، نيست حكمى مگر از جانب خدا ، چنين فرمود .
منتظر حكم خدا در مورد كشته شدن شما هستم . آنگاه از دم تيغم ميگذريد .
( 4 ) در روايت وارد آمد در خصوص آن جناب * آن زعيم خوش لقا و آن امير مستطاب
كز خوارج تا بلند آمد شعارى اين چنين * آنزمان فرمود آن مولا بعزم آهنين
كلانتظار حكم ايزد دارم اكنون بر شما * ( تا چه خواهد داشت آخر انعكاسى در شما )
هامش
( 1 ) تباب زيان كارى و هلاكت