تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
عرب است و اينكه گرگ را ذئب گويند همان است كه اضطراب در مشى دارد .
گرگ را ذئب است نام از اينجهت كه مشى آن * از طريق اضطراب است و تخوّف « 1 » در نهان ( ناهيا ) در نصر مولا دست بر هم داده‌ايم * درس وحدت بر تبار و نسل آدم داده‌ايم
قطعهء زير در همين زمينه از خود شاعر
بهر ملّت پشتبان تا درس وحدت نيست ، نيست * اعتبار و سرفرازى تا محبّت نيست ، نيست برترى در مكتب دين ، حاصل همبستگى است * اين مزيّت تا مؤاخات « 2 » و مودّدت نيست ، نيست سايهء لطف هماى رحمت و باب نجات * بر سر ما تا تفاهم با ولايت نيست ، نيست جرعه‌اى از حوض كوثر بر مراد نفس ما * گر توسّل بر على و عقد بيعت نيست ، نيست استفاضه ناهيا ار بحر فيض بو تراب * هر كه را عزم حميم « 3 » و پاى همت نيست ، نيست
پايان خطبهء 39
هامش
( 1 ) تخوّف ترسيدن ( 2 ) مؤاخات برادرى ( 3 ) حميم گرم
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 166 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى