تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
آن زمانكه بر قريش ايّام شرك و كفر بود * جنگ من با اين طرفداران باطل بر فزود وين هنوز هم كه بسى دارند قصد افتنان * باز با ايشان همى جنگم بسان آنزمان پس مرا انگيزه‌اى بر جنگ ، غير از كفر نيست * ورنه بر من علّتى بر اين جهاد و جنگ چيست ؟ ( 6 ) من همانطوريكه بودم در ميادين پيشتاز * اين هنوز هم هستم از آن استقامت سرفراز ( بر دفاع خصم ياغى استطاعت داشتم * از فرامين رسول ( ص ) خود اطاعت داشتم ) ( با كمال ميل در هر جنگ همّت داشتم * در تمام تنگناها استقامت داشتم ) پيشتاز قوم بودم در مصاف كارزار * در هم اكنون نيز برخوردارم از آن افتخار در دليرى پس مرا هرگز نباشد انكسار * ( با مخالف مىستيزم با كمال اقتدار ) پس شما را مشى در كوى ضلالت تا بكى * آرميدن در فراش خواب غفلت تا بكى ( زين ديار گمرهى باشيد لختى بر كنار * دست خود كوتاه داريد از ستيز و كارزار ) ( ناهيا ) مولا على ( ع ) باشد بسان كوه نور * شاهدى فرّخ لقاست امّا نبيند چشم كور
على ( ع ) فرزنديست كه مادران روزگار از آبستن مثل آن عقيم هستند : قطعهء ذيل از خود مؤلّف است : يا على
هر كه با وعظ تو اصلاح نشد ديو و دد است * اين سخن را نظر اهل فطانت سند است دفتر وصف ترا گر بشمارند ورق * پيش ارباب خرد نامتناهى عدد است شاهد برتريت در همه آفاق جهان * صدق گفتار خداوند كريم و صمد است شير ميدان جهادى و جهان بر تو گواه * شيرزن مادر تو ، فاطمه بنت اسد است نشنيدند ز تو وعظ ، براياى جهان * آن برايا كه شنيدند ز ميليون نود است پيش تو آنكه ترا وصف نگارد شرفيست * وصف تو موج اصلاح و دليل خرد است نخورد آب ، ز سر چشمه كوثر ( ناهى ) * آن كه در قلب وى از فاتح خيبر حسد است
پايان خطبهء 33
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 149 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى