آن زمانكه بر قريش ايّام شرك و كفر بود * جنگ من با اين طرفداران باطل بر فزود
وين هنوز هم كه بسى دارند قصد افتنان * باز با ايشان همى جنگم بسان آنزمان
پس مرا انگيزهاى بر جنگ ، غير از كفر نيست * ورنه بر من علّتى بر اين جهاد و جنگ چيست ؟
( 6 ) من همانطوريكه بودم در ميادين پيشتاز * اين هنوز هم هستم از آن استقامت سرفراز
( بر دفاع خصم ياغى استطاعت داشتم * از فرامين رسول ( ص ) خود اطاعت داشتم )
( با كمال ميل در هر جنگ همّت داشتم * در تمام تنگناها استقامت داشتم )
پيشتاز قوم بودم در مصاف كارزار * در هم اكنون نيز برخوردارم از آن افتخار
در دليرى پس مرا هرگز نباشد انكسار * ( با مخالف مىستيزم با كمال اقتدار )
پس شما را مشى در كوى ضلالت تا بكى * آرميدن در فراش خواب غفلت تا بكى
( زين ديار گمرهى باشيد لختى بر كنار * دست خود كوتاه داريد از ستيز و كارزار )
( ناهيا ) مولا على ( ع ) باشد بسان كوه نور * شاهدى فرّخ لقاست امّا نبيند چشم كور
على ( ع ) فرزنديست كه مادران روزگار از آبستن مثل آن عقيم هستند :
قطعهء ذيل از خود مؤلّف است : يا على
هر كه با وعظ تو اصلاح نشد ديو و دد است * اين سخن را نظر اهل فطانت سند است
دفتر وصف ترا گر بشمارند ورق * پيش ارباب خرد نامتناهى عدد است
شاهد برتريت در همه آفاق جهان * صدق گفتار خداوند كريم و صمد است
شير ميدان جهادى و جهان بر تو گواه * شيرزن مادر تو ، فاطمه بنت اسد است
نشنيدند ز تو وعظ ، براياى جهان * آن برايا كه شنيدند ز ميليون نود است
پيش تو آنكه ترا وصف نگارد شرفيست * وصف تو موج اصلاح و دليل خرد است
نخورد آب ، ز سر چشمه كوثر ( ناهى ) * آن كه در قلب وى از فاتح خيبر حسد است
پايان خطبهء 33