تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
گوشت او را مىخورد با ميل و رغبت بىامان * آنچنان كز آن نمىماند بر وى استخوان پوست او را مىكند بعد از شكست استخوان * بهر او اعمال دارد آنچه دارد در توان
خلاصه هر كس از دشمنى كه هستى و مال و جان و ناموس او را تصرّف گرفته جلوگيرى ننمايد بسيار ناتوان و بىحميّت است
هر كه از دشمن جلوگيرى نكرده در هجوم * بايد او را انتظار روزگار سخت و شوم اين چنين كس را حميّت نيست و غيرت در نهاد * ناتوان است و مر او را نيست همّت در نهاد از تعصّب فارغ است و از تحرّى بىنصيب * در نهادش نيست آثارى ز تقوا يا شكيب ( 9 ) پس تو هم اى مستمع چون شير مردان مرد باش * ورنه در انديشه و رفتار ، چون آن مرد باش ليك من قبل از هجوم خصم دون و بدسگال * مىدهم او را بصحراى خموشان انتقال بر خدا سوگند او را باز دارم از گريز * ميزنم آنسان كه گردد استخوانها ريز ريز ميزنم او را بتيغ مشرفيّه « 1 » آنچنان * كز وجود او نماند ناشكسته استخوان بازوان و گامهاى او پذيرد انكسار * ( قطع گردد راه امّيد از يمين و از يسار ) ( اينهمه تدبير جنگى و شجاعت كه مراست ) * ليك ، آخر حاصل و فتح نهائى با خداست
( وظيفه شناسى ، كانال غير قابل انحراف بجهان حقيقت شناسى است ) اى مردم ، مرا بر شما و شما را بر من حقّى است ، بياييد حقّ همديگر را رعايت نمائيم .
( 10 ) مر شما را حقّ بر من پس مرا هم بر شماست * بر شما و من چنين حقّ مسلم از خداست حقّتان بر من همانا خير خواهى هست و پند * رهنمائى سوى اخلاق نكو و دلپسند همچنان تقسيم افياء « 2 » و غنائم بين‌تان * ياد دادن مر شما را از كتاب دين‌تان
هامش
( 1 ) منسوب بقراء مشارف كه شمشيرهاى آنجا معروف بود . ( 2 ) افياء فئىها غنايم جنگى