تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

خطبهء 33 از سخنان آنحضرت هنگام رفتن بجنگ با مردم بصره ( در جنگ جمل )

عبد اللّه ابن عبّاس گفت در ( ذى قار ) موضعى نزديك بصره بر امام ( ع ) وارد شدم آنگه كه پارگى كفش خود را ميدوخت پس به من فرمود قيمت اين كفش چقدر باشد عرض كردم چندان ارزشى ندارد . فرمود به خدا سوگند ، اين كفش نزد من از امارت بر شما محبوب‌تر است مگر اينكه حقّى را احياء نمايم يا باطلى را بردارم .
ابن عبّاس ، آن نكو كردار و مرد نيكنام * گفت در ( ذى قار ) در بصره رسيدم بر امام ( ع ) پارگى ميدوخت كفش خويشتن را آن جناب * آن زعيم خوش مآب و آن امام مستطاب تا كه فرمود از بهاى كفش خود از من سؤال * گفتمش هيچى نيرزد اى امام خوش مال گفت و اللّه ، اين بسى گيراتر آيد در بها * در موازين درستى از خلافت بر شما جز كه حقّى را كنم در جايگاهش استوار * يا نمايم باطلى را از رواج و اعتبار در پى اين واقعيّت ، خطبه را آغاز كرد * ( تا طريق پند و عرفان را بمردم باز كرد )

بعثت رسول اكرم ( ص ) يا تلالؤ نور هدايت بر جهان

( 1 ) كرد مبعوث ايزد سبحان عرب را در ميان * آخرين پيغمبرش را از تبار اميّان آنزمان كه بين‌شان نامى ز پيغمبر نبود * ( تا كه ايشان را نمايد بر درستى رهنمود ) همچنان پيدا نبود اسم و نشانى از كتاب * ( تا بخوانند و بياموزند اهل اكتساب ) ( 2 ) پس بمردم گشت آن حضرت دليل و رهنمون * منع فرمود از امور ناپسند و زشت و دون تا كه آنها را بگرمى در مكانها جاى داد * از غم و تيمار و حرمان ، بر فراغت رهگشاد
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 147 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى