او چنين اقرار دارد در خصوص اين كلام * كاختصاص اين بيان برگشت دارد بر امام ( ع )
آنچه از تقسيم اصناف جماعت گفته است * راه را بر راهيان اين طريقت رفته است
( ناهيا ) صاحبدلان را مهر مولا در دل است * بينشان هر روز ، از نهج البلاغه محفل است
و نيز عمرو بن بحر جاحظ در كتاب خود ( بيان و تبيين ) آورده است كه ما معاويّه را كجا يافتيم كه راه زهّاد پيش گيرد و طريق عبّاد ؟
كجا ديدى معاويّه ، گرفته شيوهء زهّاد * كجا دريافتى او را ، مقيم كوى استعباد « 1 »
( كجا ديديديم در تاريخ ، او را نيك پندارى * ولى بر ظلم او داده ، جهان امضاى استشهاد )
( چنين مرد ستم پرور به عرفان در كجا پيوست * كجا گرم است بر آن روسيه كانون استرشاد )
بيا ( ناهى ) بخوان تاريخ را از به دو تا پايان * نخواهى يافت خوشنامى ، به آن كابوس استبداد
پايان خطبهء 32
هامش
( 1 ) استعباد طلب بندگى