« به ابىّ بن كعب گفتم : « برادرت ابن مسعود ، معوذتين را از قرآن حذف مىكند » . وى گفت : « من همين سؤال را از پيامبر پرسيدم . آن حضرت فرمود :
به من اين گونه گفته شده است . ما هم همان حرف را مىزنيم . » « 1 » عدم تصريح او به جزء قرآن بودن اين دو سوره و عدم آن ، مؤيد اين نظريه است كه اگر چنين نسبتهايى صحيح بوده است ، تنها به دليل اعمال فشار از جانب سردمداران بوده است ، نه چيز ديگرى ، زيرا كسى بدون اذن خليفه جرأت چنين حذفهايى را نداشت .
بايد دانست كه سنّيها ، به جز بخارى ، اين دو سوره را جزء كتاب الهى مىدانند و رواياتى نيز نقل كردهاند . « 2 » بخارى در كتاب تاريخ كبير « 3 » روايتى را كه گوياى جزئيت دو سوره فوق است نقل مىكند ، اما در كتاب بعدى خود ، يعنى كتاب موسوم به صحيح ، تنها به ذكر روايات ابىّ بن كعب بسنده مىكند كه اين ، گوياى ترديد او در اين امر است . جالب آن است كه قسطلانى در كتاب خويش ، ارشاد السارى فى شرح البخارى « 4 » معتقد به كفر كسى است كه معوذتين را جزء قرآن نمىداند .
شايعاتى كه در اين زمينه وجود داشت ، در زمان ائمه ما عليهم السلام نيز باقى بود و ايشان ، شيعيان را به خواندن اين دو سوره تشويق مىكردند . در روايتى از آن حضرت در مورد سورههاى معوذتين سؤال شد . ايشان فرمودند : « اين دو سوره جزء قرآن است » پرسيده شد : « ولى در قرائت و مصحف ابن مسعود نبوده است . » حضرت فرمودند : « او اشتباه كرده است - يا دروغ گفته - اين دو
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 394
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 200 و سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 122 و ج 4 ، ص 244 و سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 394 و كتاب الام ، ج 7 ، ص 199
( 3 ) . ج 3 ، ص 353
( 4 ) . ج 7 ، ص 442 و نيز ر . ك . تاريخ مدينه ، ج 3 ، ص 1010