صورت صحيح خود قرائت نكرد . « 1 »
بايد پرسيد اين چه اصرارى است كه خليفه در راه تغيير متن قرآن داشت ؟
چرا وى به گونهاى قرائت مىنمود كه مورد تبعيت واقع نشد ؟ اين تلاش را چگونه بايد توجيه كرد ؟ بسيارى همچون بخارى ، مصلحت را در سكوت ديدهاند تا حرمت خليفه حفظ شود و بعضى فتوا دادهاند كه به هر دو قرائت مىتوان خواند ، زيرا دو كلمه « مضى » و « سعى » در لغت قريش مترادف هستند ، اما اين استدلال ، بسيار كودكانه است ، زيرا ما نمىتوانيم تنها به دليل ترادف الفاظ ، آنها را جا به جا كنيم كه اين ، خود نوعى تحريف است . افزون بر اين ، اگر هر دو قرائت جايز است ، چرا خليفه مدّعى نسخ شد و دستور داد به صورت نادرست خوانده شود ؟ همچنين در روايات سنّيها آمده است كه عبد اللّه بن مسعود مىگفت : « اگر فاسعوا بخوانم ، آن وقت مىدوم و عبايم مىافتد ، به همين دليل فامضوا مىخوانم . » « 2 » گويا نزد ابن مسعود معناى اين دو كلمه تفاوت داشته است . اگر چنين است پس چرا بعضى ادعاى مترادف بودن مىكنند و اگر مترادف نيست ، پس چرا چنين نسبتى به ابن مسعود كه خود ، اهل حجاز بود ، داده مىشود ؟
البته اين ادعا كه كلمهء « سعى » در آيه به معناى دويدن است ، اشتباه است .
على عليه السلام مىفرمايند : « سعى در آيه به به معناى تند راه رفتن نيست ، بلكه به معناى راه رفتن ( معمولى ) است . » « 3 » در اين مورد روايات ديگرى نيز از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام رسيده است « 4 » و از طريق سنّيها نيز روايات ديگرى مطرح شده است كه مىرساند توجيه عمل كرد عمر با اين ادعا كه عمل به آيه
هامش
( 1 ) . كتاب الام ، و نيز سنن بيهقى
( 2 ) . مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 124
( 3 ) . القاضى النعمان المغربى ، دعائم الاسلام ، توفى 363 ، مصر : دار المعارف ، ج 1 ، ص 182
( 4 ) . الشيخ الصدوق ، علل الشرائع ، توفى 381 ، قم : مكتبة الداورى ، ج 2 ، ص 357 و على بن ابراهيم القمى ، تفسير القمى ، توفى 329 ، طبعة النجف ، ج 2 ، ص 367 .