او خوانده از رسول خدا آموخته است . در كتاب كنز العمّال نيز روايات بسيارى درباره اين دو سوره و انتساب آن به عمر خطاب آمده است . « 1 » همچنين خواننده مىتواند در اين مورد به النهاية « 2 » ، تاريخ مدينه ، « 3 » كتاب الام ، « 4 » المجموع تأليف نووى « 5 » و كتابهاى ديگر مراجعه نمايد . البته در روايت ديگرى از سنّيها ، اين قنوت به على عليه السلام نيز نسبت داده شده است ، « 6 » ولى روايت فوق شاذ « 7 » است و با روايات ديگرى كه در مورد قنوت آن حضرت نقل شده و گوياى آن است كه آن حضرت در قنوت نماز خويش ، معاويه و عمرو بن عاص و ابو الأعور سلمى و عبد اللّه بن قيس و پيروان آنها را نفرين مىكرد « 8 » در تعارض است ، لذا قابل استناد نمىباشد .
آنچه مسلم است اين است كه اين دو سوره خيالى را خليفه دوم معرفى نمود و همواره در قنوت نماز مىخواند تا ترويج شود و در مصحف خود عمر نيز كه نزد دخترش حفصه نگهدارى مىشد ، موجود بود تا آنكه مروان بن حكم بعد از مرگ حفصه آن را گرفت و سوزاند تا با قرآن عثمان اختلاف پيدا نكند ، از اين رو نسبت دادن اين دو سوره به صحيفه ابن مسعود و ابى بن كعب جدا مورد ترديد است و اگر چنين باشد ، به يقين به دستور خود خليفه بوده است ، زيرا كسى جرأت نداشت سورهاى را بدون اجازه خليفه وارد قرآن كند و اين مطلب نزد محققان مسلم است .
مطلب ديگر آن است كه بيشترين تلاش براى آنكه اين دو سوره ، دو سوره
هامش
( 1 ) . ج 8 ، ص 74 ، 75 و 78 و . . .
( 2 ) . ج 4 ، ص 238
( 3 ) . ج 3 ، ص 1009
( 4 ) . ج 7 ، ص 147
( 5 ) . ج 3 ، ص 493
( 6 ) . الامام مالك بن انس ، المدونة الكبرى ، توفى 179 ، طبعة احياء التراث العربى ، عن طبعة مطبعة السعادة ، بمصر ، ج 1 ، ص 103
( 7 ) . شاذّ : روايتى كه كمتر كسى به آن توجه كرده باشد .
( 8 ) . كنز العمال ، ج 8 ، ص 79 و 82