مستقل قرار دهد و در اينجا نيز هر يك را سورهاى مستقل قرار داده است . در روايات آمده است كه حرث بن خزيمه دو آيه آخر سوره برائت ، يعنى آيات
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
را تا
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
براى عمر بن خطاب آورد ، وى پرسيد : « آيا جز تو كسى هست كه شهادت دهد اين دو آيه از قرآن است ؟ » حرث پاسخ داد : « نه ، ولى خودم اين دو آيه را از رسول خدا شنيدم و حفظ كردم . » عمر گفت : « من هم اين دو آيه را از حضرت شنيدهام و اگر سه آيه بودند ، آنها را يك سوره مستقل قرار مىدادم ، اما حالا كه دو آيه است ، آنها را به آخر يكى از سورهها اضافه كنيد ! » « 1 » مشاهده مىشود كه خليفه به خود حق مىدهد بعضى از آيات را تنها به اين دليل كه سه آيه هستند ، يك سورهء مستقل قرار دهد ! بر طبق روايات متعددى كه از سنّيها وارد شده است ، اين دو سوره در بعضى مصحفها وجود داشته است . بر طبق روايت ابن ضريس در كتاب فضائل ، از حماد ، اين دو سوره جزء مصحف ابى بن كعب بود و روايات ديگرى نيز همين مطلب را مىرساند . در همين كتاب ، دو سوره فوق را دو سوره موجود در مصحف ابن عباس به قرائت ابّى و ابى موسى دانسته است .
همچنين محمد بن نصر از ابن اسحاق روايت كرده است كه در مصحف ابى بن كعب ، سورههاى اخلاص ، فلق ، ناس ، خلع ، حفد و سوره ديگرى وجود داشت كه چنين بود : بسم اللّه الرحمن الرحيم . اللهم لا تنزع ما تعطى و لا ينفع ذالجد منك الجدّ سبحانك و غفرانك و حنانيك إله الحق » . در نتيجه در مصحف وى سه سوره جعلى بوده است . محمد بن نصر نيز از عطاء بن سائب روايت مىكند كه ابو عبد الرحمن دو سوره خلع و حفد را براى او خوانده است و ابو عبد الرحمن نيز گمان مىكرد كه ابن مسعود اين عبارت را كه براى
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور ، ج 3 ، ص 296 و مجمع الزوايد ، ج 7 ، ص 35