در حد فردى عادى پايين آورده شده است . مقصود اصلى از اثبات خطا و گناه براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن بود كه اشتباهات و گناهان خود را توجيه كنند و در اين راه ، فنا شدن مقدسات و اصول اساسى اسلام اهميتى نداشت . البته فقهايى همچون بيهقى از اين روايات تعجب كردهاند و در عين اينكه نمىخواهند آنها را ساختگى بدانند ، در صدد توجيه بر آمدهاند و گفتهاند كه دشنام براى همه زشت و حرام است ، ولى استثناء براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جايز بوده است ! به يقين مسخرهترين توجيهات همين توجيه است ! در روايات ديگرى تصريح شده است كه لعن و نفرين رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، اسائه ادب به ساحت نفرين شدگان بوده است ، از اين رو خداوند جبرئيل را فرستاد تا آن حضرت را توبيخ كند . جبرئيل نيز به ايشان عرض كرد : « خداوند مىفرمايد : من تو را نفرستادم كه فحش دهى ، بلكه تو را براى اينكه براى جهانيان رحمت باشى برانگيختم . قريش قبيله تو هستند و به همين دليل به رحمت الهى نزديكترند ، پس چرا به آنان دشنام دادى ؟ » سپس جبرئيل دعايى به آن حضرت آموخت كه آن دعا همان دو سوره « خلع » و « حفد » است كه خليفه دوم مىپنداشت جزء قرآن بوده و حذف شدهاند و ما در آينده در مورد اين توهم او صحبت خواهيم كرد .
به اعتقاد ما ، جدا شدن از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خود را بى نياز از آن منبع سرشار علم و حكمت دانستن ، نمىتواند جز اين نتيجهاى داشته باشد ، زيرا پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسى جز آنان مصون از خطا نيست و جدا شدن از آنان و ادعاى توان اداره امور حكومتى و معنوى جامعه را داشتن ، با جهل و نادانى و خطا و اشتباه نمىسازد ، پس يا بايد تسليم شد و حق را به صاحبش تسليم كرد و يا لباس عصمت را از اندام اولياى خدا در آورد و آنان را نيز افرادى چون خود معرفى نمود و براى سردمداران ، راه دوم پسنديدهتر بود .
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٣