تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
اين كار دست بر ندارى ، به عمر اطلاع خواهم داد ! » « 1 » از اين روايت معلوم مىشود كه حذيفه حامل اسرارى در مورد منافقان بوده است و به يقين افرادى مايل به افشاى آنها نبودند و آنچه موجب شده است كه انديشه عدم عصمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زمان خود آن حضرت و پس از آن ترويج شود و حتى به دروغ به افرادى نظير سلمان و حتى خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت داده شود ، چيزى جز همين امر نبوده است ، چرا كه عصمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امرى مسلم و بديهى است ، در غير اين صورت هيچ اطمينانى نسبت به هيچ يك از تعاليم اسلام ، حتى خود قرآن وجود نخواهد داشت . احاديث ديگرى نيز وجود دارد كه در آنها حضرت با صراحت تمام دستور نوشتن حديث را داده‌اند . به عنوان نمونه ، بخارى ، محدث بزرگ سنّى مىنويسد : شخصى از يمن ، به نام « ابو شاه » به رسول خدا عرض كرد : « يا رسول اللّه ! برايم بنويسيد ! » حضرت دستور دادند برايش نوشته شود . راوى حديث گويد : از اوزاعى پرسيدم : « چه چيزى را مىخواست بنويسند ؟ » پاسخ داد : « خطبه‌اى را كه از رسول خدا شنيده بود . » « 2 » همچنين در مجمع الزوائد باب مستقلى تحت عنوان « كتابت علم » گشوده شده و در آن روايات مختلفى آورده شده است . به عنوان نمونه ، از عبد اللّه بن عمرو روايت شده است كه رسول خدا فرمود : « علم را به بند و زنجير بكش ! » وى پرسيد : « چگونه ؟ » حضرت فرمود : « با نوشتن » و رواياتى نيز وجود دارد كه آن
هامش
( 1 ) . سنن ابو داوود ، ج 2 ، ص 404 . ( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 36 و نيز ج 8 ، ص 38 و مسند احمد ، ج 2 ، ص 238 و مسلم ابن الحجاج النيسابورى . صحيح مسلم ، توفى 261 ، بيروت : دار الفكر ، ج 4 ، ص 110 و 111 و سنن ابو داوود ج 1 ، ص 448 و ج 4 ، ص 34 و 177 و 368 و محمد بن عيسى الترمذى ، سنن الترمذى توفى 279 ، بيروت : دار الفكر ، ج 4 ، ص 146 و احمد بن الحسين البيهقى ، السنن الكبرى ( السنن البيهقى ) ، توفى 458 ، بيروت : دار الفكر ، ج 8 ، ص 52 و سيوطى ، الدر المنثور ، ج 1 ، ص 122 .
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 55 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عظيمى