مىتوانستند با بيان اين ادعا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز يك انسان عادى بيش نيست با ترويج سخنان آن حضرت به مبارزه برخيزند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با دستور نوشتن احاديث سعى در حفظ اين گنجينه بزرگ معنوى و رويارويى با اين گروه داشتند . به يقين كتابت ، امرى عادى و عقلايى است كه در هر جامعهاى وجود دارد ، اما سؤال اين است كه اين گروه كه قطعا عده آنها بسيار كم بوده ، چرا چنين بهانههايى را مطرح مىكردند ؟ دليل اين مطلب ، افشاگريهايى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده بودند و سخنانى است كه در تأييد يا رد بعضى افراد و جريانها بر زبان رانده بودند . از عمرو بن أبى قرة روايت شده است كه گفت :
حذيفه در مدائن مسائلى را از رسول خدا نقل مىكرد مبنى بر اينكه آن حضرت دربارهء بعضى افراد كه مرتكب اعمال خلافى شده بودند سخنانى فرموده بودند . عدهاى كه سخنان حذيفه را شنيده بودند ، نزد سلمان فارسى رفته ، سخنان وى را برايش تعريف كردند . سلمان گفت :
« وى به آنچه مىگويد داناتر است . » آنان نزد حذيفه آمدند و گفتند :
« سلمان نه تو را تأييد نمود و نه تكذيب كرد . » حذيفه نزد سلمان رفت و گفت : « چرا مرا تأييد نكردى ؟ مگر آنچه را كه من گفتم از رسول خدا نشنيدهاى ؟ » سلمان گفت : « رسول خدا نيز مانند هر انسان ديگرى عصبانى و خوشحال مىشد و در هر دو حال ممكن است كه مطالب خلاف واقعى از آن حضرت صادر شده باشد و تو با نقل آنها باعث اختلاف مىشوى و مىخواهى عدهاى را محبوب و عدهاى را منفور مردم گردانى . مگر نشنيدى كه آن حضرت فرمود : « هر كه را فحش داده ، يا لعنت كردهام ، بدانيد كه من هم مانند هر انسان ديگرى غضب مىكنم ، خدا مرا رحمة للعالمين قرار داده و من نبايد در حال خشم و غضب كسى را نفرين كنم ، بنابراين از خدا مىخواهم آن لعنها و نفرينها را در حق مردم ، خير و دعا و بركت قرار دهد ؟ » سپس به حذيفه گفت : « اگر از
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٤