تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
خود خلفا به آن استناد نكردند ؟ چرا خليفه اول بايد شبى را با حالت تفكر به صبح برساند و خليفه دوم مدتهاى طولانى فكر كند و عاقبت هر دو به اين نتيجه برسند كه كتابت سنت موجب مهجور شدن قرآن مىشود ، يا ممكن است در آنها اشتباه وجود داشته باشد و سخنى از اين احاديث به ميان نياورند ؟ اگر خودشان چنين احاديثى را نشنيده بودند ، چرا ساير اصحاب كه با آنان مشورت شده بود به آنان ياد آورى نكردند ؟ اگر روش اصحاب ، عدم نقل حديث و كتابت آن بود ، پس نوشته‌هاى سوزانده شده را چه كسانى نوشته بودند و چرا بارها و بارها امثال ابن مسعود و ابو ذر و ساير اصحاب مؤاخذه شدند و گاه به زندان افتادند ؟ اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كتابت حديث نهى كرده بودند ، چرا هنگام رحلتشان كاغذ و قلم طلب نمودند تا آخرين وصيت خود را بنويسند و چرا حاضران به ايشان گوشزد نكردند كه خود شما نهى فرموده بوديد ؟ مگر كسى مدعى آن است كه سنت در عرض قرآن حجيت دارد كه آقاى رشيد رضا مىگويد : « اصحاب نمىخواستند كه سنت ، يك دين عام و دائمى مانند قرآن باشد . » و اگر چنين مطلبى صحيح است و سيره و سنت نبوى ابدى نيست ، پس چرا دستورهاى خلفا تا كنون مورد پذيرش است و ابدى تلقى مىگردد و چرا اكنون فقهاى سنّى با استفاده از روايات فتوا مىدهند ؟ آيا مقام آنان از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بالاتر است ؟

جواز كتابت و نقل حديث

از آنجا كه به تازگى افرادى همچون رشيد رضا مدعى وجود احاديثى در مورد نهى از كتابت حديث شده‌اند ، جا دارد كه دلايل جواز كتابت حديث را نيز مطرح كنيم تا معلوم شود كه مسأله واضحتر از آن است كه انكار شود . يكى از دلايل جواز حديث نگارى ، رواياتى است كه در آن ، خود رسول
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 52 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عظيمى