تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
4 . جلوگيرى از جعل حديث : محمد بن حبان در كتاب خود دليل ديگرى نيز براى جلوگيرى از انتشار احاديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ذكر كرده است . وى مىگويد : اين اهتمام شديدى است كه اهل سنت براى حفظ سنت پيامبر نموده‌اند تا مبادا كذب و دروغ و جعليات وارد آن شود . اگر آنان نبودند ، احكام سنت تغيير مىكرد تا آنجا كه درست و نادرست از هم تشخيص داده نمىشد و احاديث جعلى به عنوان سنت از بزرگان و افراد مورد اعتماد نقل مىگشت . « 1 » و سپس همان داستان تكرارى عصمت صحابه را نقل مىكند . اين سخن نيز چيزى جز عذر بدتر از گناه نيست . كدام انسان عاقلى مىپذيرد كه براى جلوگيرى از نشر اكاذيب ، آنچه را كه در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نوشته شده است بسوزانند ! آيا بهتر نبود تمام مجموعه‌هاى كوچك تدوين شده جمع آورى و منقح مىشد و لا اقل احاديث اصحاب كه به اعتراف اين نويسنده خطا نمىكنند حفظ و بقيه نابود مىگرديد ؟ قطعا همين صحابه احاديث ديگرى نيز در ذهن داشتند و خليفه مىتوانست آنها را نيز ضميمه نمايد و مجموعه كاملى را كه حاوى سنت صحيح است ارائه كند و مردم را از بيان چيزى افزون بر آن نهى نمايد ، نه آنكه زحمات چندين ساله اصحاب را بسوزاند . 5 . تمسك به سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و روش اصحاب : نظريه جديدى كه در راستاى توجيه عمل خلفا مطرح شده است ، آن است كه كتابت يا نقل حديث در زمان خود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ممنوع شد و افزون بر آن ، خود اصحاب آن حضرت نيز تمايلى به اين امر نداشتند . شيخ محمود ابو ريه ، به نقل از شيخ رشيد رضا ، صاحب تفسير المنار مىگويد : عمر بن خطاب پس از تفكر و مشورت در مورد كتابت سنت ، گفت : « نه ، به خدا سوگند من كتاب خدا را با چيز ديگرى مخلوط و مشتبه
هامش
( 1 ) . كتاب مجروحين ، ج 1 ، ص 33 .