تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
مخلوط شدن آن با كتاب الهى شود ، پس لازم بود براى حفظ قرآن از تحريف و داخل شدن كلمات پيامبر در آن ، از بيان سنت ممانعت به عمل بيايد . اين ادعا نيز در حالى مطرح مىشود كه هر عاقلى مىداند اگر چنين چيزى امكان داشت ، در زمان حيات پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بايد اتفاق مىافتاد ، زيرا در آن زمان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن مىگفت و احتمال مخلوط شدن وحى و سنت بيشتر بود . افزون بر آن ، اسلوب قرآن ، اسلوبى خاص و ويژه است و احتمال فوق به هيچ وجه وجود ندارد ، بويژه نزد اعرابى كه در اوج فصاحت و بلاغت بودند و در مقابل قرآن سر تعظيم فرود مىآوردند . محقق مصرى ، شيخ محمود ابو ريه در پاسخ اين ادعاى سبك و بى معنا مىگويد : اين عذر ، هيچ عاقل عالمى را قانع نمىكند ، مگر آنكه احاديث از جهت فصاحت و بلاغت و اعجاز مانند قرآن باشد تا با هم اشتباه شوند و هيچ كس ، حتى كسانى كه اين عذر را پذيرفته‌اند چنين ادعايى ندارند ، زيرا قبول چنين مطلبى به معناى بطلان اعجاز قرآن و انهدام اساس و اصول آن است . افزون بر آن ، بين حديث و قرآن فرقهايى است كه با كمترين اطلاع از بلاغت و ذوق ادبى مىتوان آنها را شناخت . همچنين پس از تدوين قرآن در زمان ابو بكر ( بنابر بعضى روايات ) چنين عذرى بى وجه است ، زيرا قرآن چه در زمان خليفه اول و چه در زمان خليفه سوم ، به هر حال به صورت رسمى منتشر شده بود ، به طورى كه حتى يك حرف نيز نمىتوانند به آن اضافه كنند ، پس چگونه ممكن بود با سنت اشتباه شود ؟ « 1 » و ما اضافه مىكنيم كه اگر چنين چيزى امكان دارد ، پس چرا اكنون كه كتب حديث بسيارى منتشر شده است اين حادثه اتفاق نيفتاده است ؟ آيا جز اين است كه چنين چيزى ممكن نيست و طرح آن چيزى جز بهانه جويى نمىباشد ؟
هامش
( 1 ) . محمود أبو ريه ، أضواء على السنة المحمدية ، توفى 1392 ، مصر ، ص 50 .