تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
از اين مطلب نيز كه بگذريم ، اساس اين ادعا كه رواج سنت نبوى موجب كم فروغ شدن خورشيد تابناك قرآن مىشود ، ادعايى بسيار سست و بى ريشه است ، زيرا اين سخن در صورتى به جا خواهد بود كه بين كلام خدا و سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تعارضى باشد ، يا دو سخن در دو موضوع مختلف باشد ، يكى كلام خدا كه متضمن معنويت و سعادت بشر است و يكى سخن بشرى كه عارى از ارائه طريق و تنها در بر دارنده داستانها و افسانه‌هاى سرگرم كننده است ! چه كسى مىتواند به خود جرأت دهد و گستاخانه چنين ادعايى بنمايد ؟ به تصريح قرآن ، كلام رسول عين وحى است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
( نجم : 3 و 4 ) و چگونه ممكن است بين اين دو سخن مخالفتى باشد ، در حالى كه خود قرآن ما را به پيروى بى چون و چرا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعوت كرده ، مىفرمايد : « من يطع الرسول فقد أطاع اللّه » هر كس از رسول پيروى كند ، به يقين از خدا پيروى كرده است » ( نساء : 80 ) و مگر پيروى از رسول ، جز پيروى از سنت او مىباشد ؟ چگونه كسى مىتواند ادعاى دلسوزى براى قرآن را مطرح كند و در همان زمان ، سخن آورندهء قرآن را كه مصون از اشتباه است و در راستاى وحى مىباشد بسوزاند ! همچنين لازمه مطرح كردن اين امور آن است كه - نعوذ باللّه - خود رسول گرامى اسلام در مورد بيان و امر به كتابت سنت خويش دچار اشتباه شده باشد و ناخواسته قرآن را متروك و محجور خواسته باشد . آيا روح و جان نظريه تعارض بين قرآن و سنت به اين مطلب تن مىدهند يا خير ؟ اگر بگويند : آرى ، پس شأن اصحاب را از رسول بالا برده‌اند و با نصّ صريح قرآن ، مبنى بر عصمت پيامبر مخالفت كرده‌اند و اگر بگويند : نه ، در اين صورت بايد اصل ادعاى خويش را دوباره بررسى نمايند . 3 . جلوگيرى از اختلاط قرآن و سنت : دليل ديگرى كه براى توجيه منع از نقل حديث ذكر شده است ، آن است كه ممكن بود ترويج حديث موجب
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 48 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عظيمى