سنت را بنويسم ، ولى به ياد امتهاى پيشين افتادم كه كتابهايى براى خود نوشتند و كتاب خدا را ترك كردند . به خدا قسم من حاضر نيستم چيزى بنويسم كه موجب ترك قرآن شود ! » « 1 » يكى از دانشمندان سنّى ، به نام « محمد بن حبّان » مىنويسد :
احتمال خطا و اشتباه گر چه در تابعين و نسل پس از آن وجود دارد ، اما در مورد صحابه چنين احتمالى داده نمىشود ، شأن و مرتبه آنان به اندازهاى بلند است كه هيچ گونه جهل و اشتباهى در آنان وجود ندارد و آنان مانند ستارگان آسمان ، راهنماى مردم و بهترين آنها مىباشند .
پيامبر نيز آنها را بهترين مردم دانسته و كلام آن حضرت نيز به حكم قرآن ، وحى است و به امر خداوند متعال بوده است .
وى پس از مبالغه بسيار در تطهير همه اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اشتباه و خطا ، به حديث قرظة بن كعب كه نقل آن ، در صفحات قبلى گذشت اشاره مىكند كه در آن عمر بن خطاب دليل منع نقل احاديث توسط مسافران را براى مردم ، جلوگيرى از مهجور شدن قرآن بيان مىنمايد . محمد بن حبان سپس مىگويد :
اگر چه نقل احاديث و سنت پيامبر ، تبليغ دين است و آن حضرت نيز ما را به آن امر كرده است ، اما هنگامى كه خود پيامبر فرموده است : « إنّ اللّه تبارك و تعالى نزل الحقّ على لسان عمر و قلبه ، خداوند تبارك و تعالى حق را بر زبان و قلب عمر جارى كرده است » و نيز فرموده است : « اگر در اين امت ، كسانى باشند كه هم صحبت ملائكه هستند ، عمر نيز يكى از آنها خواهد بود » ، بايد گفت كه عمر خودش شاهد وحى و نزول قرآن بوده و وقتى مانع نقل سنت مىشود ، نبايد به او اعتراض كرد ، زيرا او به شهادت پيامبر ، چيزى جز حق بر زبان نمىراند . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 291 .
( 2 ) . محمد بن حبان التميمى ، كتاب المجروحين ، توفى 354 ، مكة المكرمة : طبعة الباز ، ج 1 ، ص 33 .