تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
احتمال را ناديده بگيرند و در زمان خودشان احاديث ترويج گردد ؟ آيا سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مبنى بر سكوت ، بلكه تأييد نقل سنت و تشويق مردم به حفظ ، نقل و كتابت آن نمىتواند دليلى بر واهى بودن ادعاى فوق باشد ؟ همچنين در ضمن مباحث پيشين گفته شد كه عمر بن خطاب ، گروهى از جمله ابو ذر و ابو درداء و عبد اللّه بن حذافه و نيز عقبة بن عامر را در مدينه نگه داشت و آنان را وادار كرد احاديث را براى او بخوانند تا او اشتباهات را تصحيح كند . آيا او خودش تمام احاديث را از خود رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده و در خاطر نگه داشته بود تا معيار سنجش درست از خطا باشد ؟ همچنين آيا به حافظه خودش آن قدر اعتماد داشت كه بتواند به اين امر مهم اقدام نمايد ؟ اصلا چرا خود شيخين در سقيفه به حديث « نحن معاشر الأنبياء لا نوّرث ، ما پيامبران ميراثى باقى نمىگذاريم » استناد نمودند تا فدك را از فاطمه زهرا عليها السّلام بگيرند ، با آنكه حديث فوق نيز به فرض درستى آن ، از جمله روايات نبوى است و احتمال خطا در آن راه دارد ؟ علاوه بر آنكه فاطمه زهرا عليها السّلام در استدلال خويش بر مالكيت فدك ، به صراحت اعلام فرمودند كه حديث فوق با نصّ كتاب خدا مخالف است . چگونه مىتوان پذيرفت كه احاديث بى شمارى تنها به دليل احتمال خطا سوزانده شود و در همان زمان به حديث مخالف كتاب خدا عمل شود ! 2 . ممانعت ترويج سنت از عمل به قرآن : گفته شده است كه ترويج احاديث موجب مىشود كه قرآن مهجور و متروك گردد و از شأن و منزلت كتاب الهى كاسته شود و بر حاكم جامعه كه متصدى حفظ و صيانت از قرآن نيز مىباشد لازم است كه موانع ترويج وحى خدا ، از جمله اين مانع بزرگ ، يعنى احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بسوزاند . در روايتى آمده است كه عمر تصميم گرفت سنت را گرد آورد . ولى از تصميم خود منصرف شد و گفت : « هيچ كتابى نبايد در كنار كتاب خدا قرار گيرد » « 1 » و نيز از وى نقل شده است كه گفت : « من مىخواستم
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 10 ، ص 391 .
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 45 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عظيمى