دلايل حذف سنت و نقد آنها
به طور طبيعى ، حذف سنت ، يعنى يكى از دو منبع فهم دين و حقايق ، مسألة كوچكى نبود كه به سادگى قابل پذيرش باشد و خلفا كه مدّعى بسط و گسترش اسلام و معارف بودند ، مىبايست براى از بين بردن گنجينه بزرگ معارف اسلامى دليلى منطقى و مردم پسند ارائه مىنمودند . در ضمن مداركى كه در بحث پيشين بيان شد به گوشهاى از اين توجيهها اشاره شد و اكنون آنچه را كه به عنوان دليلى بر اين عملكرد مطرح شده و يا مىتواند به عنوان توجيهى ارائه شود به طور مستقل بيان مىنماييم تا خواننده گرامى به عمق اين ادعاها پى ببرد :
1 . احتمال وجود اشتباه در ميان احاديث : يكى از دلايلى كه خود خلفا براى تبيين كردار خود به آن تمسك نمودند آن است كه ممكن است در ميان روايات نقل شده ، اشتباهاتى وجود داشته باشد و حاكم جامعه اسلامى مسؤوليت دارد جلو ترويج اين اشتباهات را بگيرد و راه اين كار ، منحصر به حذف همه احاديث و نابود كردن آنها است . البته در گفتار ابو بكر ، خليفه اول كه پيش از اين بيان شد ، احتمال خطا به اشتباه راويان اسناد شده است و ابو بكر دليل سوزاندن احاديث را احتمال اشتباه در نقل توسط ناقلان حديث بيان نمود . اما آنان كه پا را فراتر نهاده ، خطا را به حريم گفتار و رفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز سرايت دادند ، به يقين به توجيه فوق نيازى ندارند .
در پاسخ اين ادعاى واهى بايد گفت : اولا احتمال اشتباه در گفتار ، در مواردى كه راويان احاديث افرادى مورد وثوق و راستگو باشند ، احتمالى غير عقلايى است و به آن اعتنا نمىشود . ثانيا چگونه ممكن است پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه خودشان گوينده اين الفاظ و آورنده اساس شريعت هستند و به يقين نسبت به دروغ بستن به خودشان بيش از هر كس نگران مىباشند ، اين