فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً . . .
، مؤمنان نبايد به جاى مؤمنان ، كافران را به عنوان دوست خود بر گزينند و هر كس چنين كند . نزد خدا بى ارزش است ، مگر اينكه از روى تقيه باشد . . . » ( آل عمران : 28 ) با آنكه تقيه شرعا جايز است ، اما اين به معناى تجويز آن در هر موقعيتى نيست ، مثلا اگر تقيه موجب قتل ديگرى شود جايز نيست و شخص مكلف نبايد به بهانه تقيه ، ديگران را بكشد ، حتى اگر خودش كشته شود .
افزون بر آنچه كه گذشت ، خود سنّيها نيز تقيه را قبول دارند . « بخارى » محدّث بزرگ سنّيها در كتاب خود به استناد دو آيه فوق و نيز آيه 97 سوره نساء ، تقيه را تجويز مىكند « 1 » و ساير دانشمندان سنّى ، از جمله بيهقى ، « 2 » سيوطى ، « 3 » نووى ، « 4 » عبد الرزاق « 5 » و سرخسى « 6 » نيز همين عقيده را دارند .
اين بخش از كتاب را با ذكر اين نكته به پايان مىبريم كه اگر كسى به ديده انصاف در روايات شيعيان و سنّيها بنگرد ، در مىيابد كه اعتقاد شيعيان به حفظ قرآن از تحريف ، بسيار قويتر از اهل سنّت است ، زيرا روايات سنّيها ، هم از نظر تعداد بيشتر است و هم مطالبى در آنها وجود دارد كه جدّا بهت آور و غير قابل توجيه است و به هيچ وجه در روايات ما يافت نمىشود . در اين مورد در بخشهاى بعدى كتاب بيشتر صحبت خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . محمد بن اسماعيل البخارى ، صحيح البخارى ، توفى 256 ، بيروت : دار الفكر ، ج 8 ، ص 55 .
( 2 ) . سنن بيهقى ، ج 8 ، ص 209 .
( 3 ) . سيوطى ، الدر المنثور ، ج 2 ، ص 16 .
( 4 ) . محيى الدين بن شرف النووى ، المجموع ، توفى 676 ، بيروت : دار الفكر ، ج 18 ، ص 8 .
( 5 ) . ابن أبى شيبة ، المصنف ، توفى 235 ، لبنان : دار الفكر ، ج 4 ، ص 47 .
( 6 ) . شمس الدين السرخسى ، المبسوط ، توفى 483 ، بيروت : دار المعرفة ، ج 24 ، ص 45 و 154 .