باشند ، هرگز آن را بر زبان جارى نخواهند كرد و به دروغ مدعى خلاف آن مىشوند تا خون خود را حفظ كنند .
اينكه تقيّه چيست و آيا امرى مباح به شمار مىرود يا نه ، بحث ديگرى است و در اين زمينه تأليفاتى نيز به چاپ رسيده است ، لذا لازم نيست ما به تفصيل وارد اين بحث شويم ، اما براى اينكه پاسخى نيز به اين ادعا داده باشيم .
اشارهاى اجمالى به اين بحث مىنماييم .
تقيه
تقيه روشى بوده است كه مسلمانان ، هر گاه در اقليت قرار مىگرفتند ، با آن روش خود را از خطرات حفظ مىنمودند . تقيه روشى عقلايى است كه در تمام جوامع بشرى وجود دارد و گروهى كه آزادى خود را سلب شده مىبينند ، به ظاهر تن به مدارا با حاكمان مىدهند تا نيروهاى انسانى و غير انسانى خود را حفظ كنند . علاوه بر اين ، تقيه حكمى شرعى است كه از طرف امامان معصوم ما عليهم السلام بيان شده است تا جان شيعيان را در مقابل ظالمان و ستمگران بنى اميه و بنى عباس حفظ كنند . همچنين تقيه جزئى از قرآن مىباشد و اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز همين روش را داشتند ، همانطور كه عمار ياسر ، صحابى بزرگ كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را ستوده بود ، زير شكنجه تقيه كرد و از خداى واحد تبرّى جست تا جان خود را حفظ كرده باشد و آيه قرآن نيز عمل او را تأييد كرد :
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
، كسى كه پس از ايمان آوردن كافر شود ، نه آنكه مجبور شده باشد و دلش به ايمان محكم باشد ، بلكه كسى كه سينهاش از كفر لبريز شده باشد ، پس غضب الهى بر او باد و براى آنان عذابى بس بزرگ است . ( نحل : 106 ) در جاى ديگر نيز مىفرمايد :
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ