عادتا آن را ممكن ندانسته و محال مىداند . »
15 . علامه سيد محمد حسين طباطبايى : « همانطور كه قبلا گفته شد ، قرآنى كه خداوند بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل كرده و توصيف نموده ، به صورت يك ذكر محفوظ ، طبق آنچه نازل شده مىباشد كه به صيانت خداوند از هر گونه تحريف و تغيير به دور بوده ، همانطور كه خداوند آن را وعده داده است و خلاصه دليل از اينكه قرآنى كه خداوند آن را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل كرده و در آيات متعددى آن را وصف نموده ، اگر تغييرى در اين اوصاف داده ميشد و يا كم و زياد مىگرديد يا تغييرى در لفظ آن ايجاد مىشد و يا ترتيب سورههاى جابجا مىشد . قطعا بر روى صفاتى كه خداوند آن را در قرآن بيان كرده اثر مىگذاشت ، در حالى كه قرآن موجود در دست ما ، حاوى تمام آن صفات به بهترين و كاملترين شكل مىباشد ، پس نتيجه مىگيريم كه در آن تحريفى كه چيزى از صفات را سلب كند واقع نشده و قرآنى كه در دست ماست دقيقا مطابق همان قرآنى است كه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است چرا كه اگر فرض كنيم كلمه يا حرفى از قرآن ساقط شده باشد ، قطعا در موردى است كه هيچ تأثيرى در اوصاف قرآن مانند اعجاز و عدم اختلاف در آن و هدايت و نور و برتريش بر ساير كتب آسمانى و غير آنها نمىگذارد ( مانند حذف آيه مكرر يا اختلاف در نقطه و اعراب و مثل اينها ) » .
16 . آيت اللّه سيد ابو القاسم خويى : « حديث تحريف قرآن ، يك حديث خرافى و خيالى است و هيچ كس چنين چيزى را نمىگويد مگر از ضعف عقل و يا كسى كه به اندازهء كافى در مورد آن تدبر نكرده و يا كسى كه دوست دارد قائل به چنين چيزى باشد كه دوستى هر چيزى انسان را كور و كر مىكند . و اما عقل منصف و متدبر هيچ شكى در بطلان و خرافه بودن اين نظريه ( نظريهء تحريف ) ندارد . »
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٧