تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
داشتند و كينه خونهاى پدران و برادرانشان در سينه آنها مىجوشيد ، به راحتى توانستند جامعه اسلامى را از فيض هدايت اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم محروم نمايند . به تصريح تاريخ نويسان ، اولين گام عملى در اين راه ، در آخرين لحظات حيات پر بركت رسول اكرم بر داشته شد ، آن گاه كه حضرت دوات و قلمى خواست تا سفارشى را بنگارد كه امت اسلامى را از خطر انحراف حفظ نمايد . باهم اين واقعه را مرور مىكنيم : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بستر بيمارى و منزلش پر از بزرگان صحابه است . جبرئيل بيش از هر زمان ديگر بر آن حضرت نازل مىشود و تماسش را با ايشان قطع نمىكند . سكوت مجلس را فرا گرفته است . گر چه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسالت خويش را به طور كامل انجام داده و دين را به طور كامل به مردم عرضه نموده است . اما هنوز دلش مىتپد و تصميم مىگيرد آخرين وصيت خود را براى حفظ امت اسلامى از دستبرد حوادث و طوفانها بنگارد ، از اين رو مىفرمايد : « چيزى بياوريد تا مطلبى را براى شما بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ! » ناگهان سكوت مجلس شكست و عمر بن خطاب مانع شد و به حضّار گفت : « درد بر او چيره شده است و نمىداند چه مىگويد ! قرآن نزد شماست و كتاب خدا براى ما كافى است » . سپس بين حاضران اختلاف افتاد و با يكديگر به مشاجره پرداختند عدّه‌اى خواهان نوشتن وصيت بودند و عده‌اى حرف عمر را تأييد كردند . اين اختلاف بالا گرفت تا آنجا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « از نزد من برويد ! » و در بعضى از روايات نقل شده است كه عده‌اى گفتند : « پيامبر هذيان مىگويد ! » در حالى كه منزاعه و اختلاف نزد پيامبر شايسته نيست ، از اين رو حضرت فرمود : « مرا رها كنيد ! حالتى دارم كه بهتر از آن است كه شما مىگوييد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) . به نقل از احمد حسين يعقوب . عدالة الصحابة ، با تلخيص ، مؤلف منابعى در مورد اين واقعه ذكر نموده است كه از اين قرارند : صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 37 و ج 2 ، ص 132 و ج