تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
گرفت و برد و برايم غذا آورد . از شدّت گرسنگى هر چه مىخوردم . سير نمىشدم . يك روز از سمت حرّه « 1 » آتش سوزى رخ داد . عمر نزد تميم رفت و گفت : « براى خاموش كردن آتش كارى بكن ! » گفت : « مگر من كيستم ؟ » عمر اصرار كرد تا آنكه با هم به راه افتادند . تميم آتش را با دستهايش هل داد و آن را به خارج از مدينه و به ميان دو كوه راند و خودش هم به دنبال آتش وارد آنجا شد . عمر هميشه مىگفت : « كسى كه نديده است ، مانند كسى كه ديده نيست . » « 2 » لازم به ذكر است كه معاوية بن حرمل بر طبق قولى ، شخص مجهول و نا شناخته‌اى است و اصل و نسبش نا معلوم است « 3 » و بر طبق قول ديگرى ، وى داماد مسيلمهء كذّاب است كه ادعاى نبوت كرد و معاويه نيز به همراه او مرتد شد و سپس توبه كرد و نزد عمر رفت . « 4 » چگونه مىتوان باور كرد در مدينه حادثه مهمى چون آتش سوزى رخ دهد و تنها يك نفر آن را ببيند و نقل كند ؟ همچنين در مورد تميم گفته شده است : « تميم دارى شبى را خوابيد و نماز شب نخواند ، سپس براى آنكه خود را تنبيه كند . يك سال از خوابيدن خوددارى كرد . » « 5 » و يا گفته‌اند : « تميم لباسى را به قيمت هزار درهم خريد تا در شبى كه احتمال مىداد شب قدر است بپوشد . » « 6 » اين در حالى است كه هزار درهم ، قيمت دويست گوسفند بود و او مىتوانست با اين مبلغ هزاران گرسنه را سير كند . به هر حال درباره اين يهوديان اسلام نما رواياتى جعل شده است تا آنان را داراى موقعيت ويژه‌اى معرفى نمايد و رفتار ديگران نيز توجيه شده باشد . از ديگر رواياتى كه نشان دهنده ميزان اعتماد سران حكومت به يهوديان
هامش
( 1 ) . حرّه : منطقه‌اى در اطراف مدينه ( 2 ) . البيهقى ، دلائل النبوة ، توفى 458 ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ج 6 ، ص 80 ( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 447 ( 4 ) . ابن حجر العسقلانى ، الاصابة ، توفى 582 ، ج 10 ، ص 35 ( 5 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 445 ( 6 ) . همان