تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دو دانشمند نيست ، بلكه در همين نوشتار اندك از اين محقق مصرى يكى ديگر از اين عدّه نام برده شد كه همان ابن جوزى مىباشد . سرانجام بايد پرسيد : اگر ترويج سنت جرم است ، چرا بايد آن را از زبان كعب الاحبار ترويج كرد ؟ آيا تنها شنيدن سنت از زبان على عليه السلام و فاطمه عليها السلام و سلمان و اباذر و مقداد و عمّار جرم است ؟ اين سياست دو گانه را چگونه بايد توجيه كرد ؟

تميم دارى

تميم دارى يكى از مسيحيان قبيله لخم بود كه در سوريه و لبنان زندگى مىكردند . در سال نهم هجرى پس از آنكه اسلام تمام شبه جزيره عربستان را پر كرد ، وى به همراه كاروانى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شد . او و دوستانش تجارت شراب مىكردند و در رواياتى آمده است كه وى جامهاى شرابى به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هديه كرد ، ولى آن حضرت نپذيرفتند و فرمودند : حرام است . وى اصرار كرد آن حضرت جامها را بفروشند و از پول آن استفاده كنند ، ولى حضرت فرمودند : پول آن نيز حرام است . تميم دارى گر چه مسيحى بود ، اما فرهنگ او فرهنگ يهودى بود . وى مسلمان شد و به دليل همين گرايشات ، از دوستان نزديك خليفه گرديد و از او تقاضا كرد اجازه دهد براى مردم داستان بگويد . عمر نپذيرفت ، زيرا وى ديگران را از داستان سرايى باز داشته بود و افزون بر آن ، چون از تميم چيزى جز بيان داستانهاى يهود و نصارى انتظار نمىرفت ، از مخالفتهاى عمومى عليه او مىترسيد ، از اين رو اجازه نداد . در روايتى آمده است كه عمر بن خطاب ديد كسى قصه مىگويد . با شلاق او را زد و گفت : « تو كى هستى ؟ » مرد پاسخ داد : « پند دهنده و موعظه كننده » عمر گفت : « دروغ مىگويى ! خداوند مىفرمايد : فذكّر إنّما أنت مذكّر ، مردم را متذكر كن كه تو ، فقط پند دهنده‌اى »