مانند تميم دارى پر كرد ، از دنيا رفت . » « 1 »
در اين فراز از سخنان اين نويسنده مصرى چند نكته وجود دارد :
اول آنكه به اعتراف خود او ، قرآن مجموعهاى تدوين شده بود و همين امر موجب شد يهوديان نتوانند آن را تحريف نمايند . آيا اين تدوين در زمان ابو بكر و عمر صورت گرفته بود ؟ خير ، زيرا مصحف آن دو هيچ گاه در ميان مردم منتشر نشد ، پس بناچار بايد مصحف تدوين شدهاى غير از مصحف عمر جلو تحريف را گرفته باشد و آن ، همان است كه از زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وجود داشت و در دست مردم بود .
نكته دوم آنكه اين سخنان ، گوياى آن است كه علت تحريف سنت ، عدم تدوين آن بوده است . قبلا بيان شد كه سنّت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زمان آن حضرت تدوين شده بود ، بنا بر اين بايد علّت تحريف سنت را جلوگيرى از ترويج آن و از بين بردن منابع موجود دانست و اين حادثه بزرگ تاريخى نيز از سياستهاى دو خليفه اول بود ، از اين رو مسؤل اين تحريفات ، خليفه اول و دوم هستند ، بويژه آنكه كعب الاحبار در زمان عمر مروّج سنت دروغين بود .
در حقيقت سياست خليفه چنين ايجاب مىكرد كه راستگويان ساكت شوند و كعب الأحبارها سخن پراكنى كنند . و نكته سوم آنكه دليل جهل مردم كه نويسنده مذكور آن را از دلايل نفوذ اين مسلمان نماهاى منافق پيشه مىداند چه بود ؟ به اعتقاد ما منبع علم در اختيار مردم بود ، ولى سياستهايى مردم را از آنان جدا كرد . اين منبع علم ، اهل بيت عليهم السلام بودند كه خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بارها مردم را به پيروى از آنان فرا خوانده بودند ، اما دستهايى مانع رسيدن امت به عالمان خود شد و به يقين همين دستها نيز مسؤول نفوذ فرهنگ يهوديت و اجانب هستند .
نكته ديگر آن است كه معترضان به كعب الاحبارها ، فقط محدود به يكى
هامش
( 1 ) . أضواء على السنة المحمدية ، ص 145