تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بود كه ناگهان نام او را برد و اين نظريه ، با نگاهى به شوراى پيشنهادى خليفه در اواخر حياتش تأييد مىشود ، زيرا ساختار شورا به نفع عثمان بود . از ديگر مواردى كه عمر به پيشگويان اهل كتاب مراجعه مىكرد ، روايتى است كه سالم از پدرش روايت كرده است . وى مىگويد : عمر از يك يهودى پرسيد : از تو راستى و صداقت ديده‌ام ، براى من از دجال بگو او گفت : پسر مريم او را كنار دروازه لدّ « 1 » مىكشد . » « 2 » البته طبق روايات ما شيعيان ، دجال به دست حضرت مهدى عليه السلام كشته خواهد شد .

جايگاه كعب الاحبار در پيشگاه خليفه

كعب الاحبار خاخام يهوديان يمن بود . وى عازم بيت المقدس بود كه از مدينه گذشت . عمر به استقبال او رفت و او را به اسلام دعوت كرد ، او نپذيرفت ، ولى پس از آن مسلمان شد . داستان اسلام آوردن او را چنين نقل كرده‌اند كه عمر از او خواست مسلمان شود . كعب گفت : « آيا شما نيستيد كه در كتابتان مىخوانيد :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
، مثل كسانى كه تورات به آنان داده شده است ، ولى آن را تحمل نكردند ، مانند الاغى است كه كتاب حمل مىكند ؟ ( جمعه : 5 ) بدانيد كه من كسى هستم كه تورات حمل مىكنم . » و رفت تا به منطقه‌اى به نام « حمص » رسيد . در آنجا صداى شخصى را شنيد كه اين آيه را مىخواند :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً . . .
، اى كسانى كه به شما كتاب داده شده ، به آنچه نازل كرديم كه تأييد كننده چيزى است كه با شما است ايمان بياوريد پيش از آنكه چهره‌هايى را محو كنيم . . . ( نساء : 47 ) كعب الاحبار
هامش
( 1 ) . لدّ : شهرى در شام . ر . ك . عبد اللّه الاندلسى ، معجم ما استعجم ، توفى 487 ، بيروت : عالم الكتب ، ج 4 ، ص 1153 ( 2 ) . همان