خواهند شد . » « 1 » و نظريه كعب الاحبار درباره شفاعت ، هم سو و هماهنگ با همين نظريه است و شايد منشأ اين عقيده عمر نيز كعب الاحبار باشد ، اما در اينجا نيز خليفه عقيدهاى مخالف ظاهر آيات كتاب الهى دارد ، زيرا خداوند در توصيف كافران مىفرمايد :
خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ
، براى هميشه در جهنم خواهند ماند . در حالى كه عذاب آنان كم نمىشود و مهلت داده نمىشوند » ( بقره : 162 ) « 2 » البته گروهى توجيه كردهاند كه مراد از خلود در جهنم آن است كه تا جهنم باقى است ، آنان در جهنم خواهند بود و زمانى كه جهنم خاموش شد ، آنان خارج مىشوند و منافاتى هم با آيه قرآن ندارد . « 3 » اما بايد گفت كه اين ، توجيه غير وجيهى است و خلاف ظاهر مىباشد .
نكته مهم آن است كه بيشتر احاديث كعب ، از خود او است و كمتر اتفاق مىافتد كه سخنى را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استناد دهد . حال بايد پرسيد : آيا سخن كعب حجت است ؟ آيا صرف اين كه بگوييم : او از عالمان يهود بوده است ، يا اينكه خود او بگويد : « اين را در كتاب خدا يافتم » كافى است ؟ در اين صورت چرا به امثال على عليه السلام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را دروازه بزرگ شهر علم خويش دانست و يا سلمان فارسى كه از اهل بيت دانسته شده است مراجعه نكنيم ؟
از ديگر رواياتى كه از عمر بن خطاب نقل شده است روايتى است به نقل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه آن حضرت پس از ياد آورى روز قيامت فرمودند :
در آن روز خداوند به داوود مىفرمايد : « جلو من راه برو ! » داوود عرض مىكند : خدايا ! مىترسم به خاطر خطاهايم پاهايم بلغزد ! » خداوند نيز مىفرمايد : « پاهاى مرا بگير ! » داوود نيز پاهاى خداوند را مىگيرد و راه مىرود . اين است مقام داوود كه خداوند درباره او مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . الشيخ رشيد رضا ، تفسير المنار ، توفى 1354 ، بيروت : دار المعرفة ، ج 8 ، ص 72
( 2 ) . نيز ساير آيات كه تعبير مشاهبى دارند .
( 3 ) . المنار ، ج 8 ، ص 72 .