تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مىگردد ؟ دليل اين امر تنها يك چيز است و آن ، باز كردن راه بيعت انصار با ابو بكر در سقيفه بود . در تاريخ آمده است كه طرح سقيفه با مشاجره و نزاع شروع شد و رئيس قبيله خزرج از انصار مدينه كه « سعد بن عباده » نام داشت ، پيشنهاد خلافت ابو بكر را نپذيرفت و بيعت با او را رد كرد ، از اين رو انصار نيز با او مخالفت كردند ، اما در اين ميان ، تنها زيد بن ثابت جرأت پيدا كرد و دست ابو بكر را گرفت و گفت : « صاحب شما اين است ، با او بيعت كنيد ! » « 1 » و همين امر ، گره كور را باز كرد و موجب بيعت انصار با ابو بكر شد . به يقين چنين خدمتى ، موجب چنان ارج و احترامى شده است و دليل ديگرى بر اينكه يك يهودى زادهء بى اصل و نصب بتواند چنين موقعيتى پيدا كند وجود ندارد . اما اگر بخواهيم به روايات شيعه استناد كنيم ، وضع زيد بن ثابت بسيار بدتر خواهد بود . امام باقر عليه السلام در مورد او فرمود : « حكم دو قسم است : حكم خدا و حكم جاهليت . . . شهادت بدهيد كه زيد بن ثابت در تقسيم ارث ، بر طبق حكم جاهليت رفتار مىكرد . » « 2 »

رفتار خليفه دوم با قاريان بزرگ قرآن

سنّيها روايات بسيارى در فضايل ابىّ بن كعب و عبد اللّه بن مسعود روايت كرده‌اند ، همانطور كه پيش از اين نيز برخى از آنها بيان شد . در اينجا به برخى ديگر از اين روايات و سپس به نحوه برخورد خليفه با آنان اشاره مىكنيم . از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين روايت شده است كه به ابى بن كعب فرمودند : « خداوند به من دستور داده است براى تو قرآن بخوانم . » ابىّ عرض كرد : « آيا براستى خداوند نام مرا برده است ؟ » فرمود : « بله . » در اين هنگام چشمان ابىّ بن
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 494 . ( 2 ) . كافى ، ج 7 ، ص 407
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 142 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عظيمى