گرفت . « 1 » در فضايل وى نيز سخن بسيار گفته و روايات بسيارى آوردهاند . از آن جمله ، رواياتى نقل كردهاند كه وى به دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، زبان عبرى را آموخت تا سخن يهوديان را براى آن حضرت ترجمه كند و نامههاى ايشان را بنويسد . « 2 » اين در حالى است كه وى هم بازى كودكان يهود بوده و در مكتب آنان درس مىخوانده است ، پس نيازى به فرا گرفتن نداشته است ، افزون بر آنكه يهوديان عرب ، زبان عربى مىدانستند ، ديگر آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز به مناسبت داشتن نبوت ، طبق عقيده مسلمانان ، هر زبانى را مىدانسته و مىفهميده است ، از اين رو ساختگى بودن اين روايات از امور بديهى مىباشد و شايد اين روايات را براى اين جعل كرده باشند تا حضور زيد را در ميان يهوديان مشروعيّت بخشند . همچنين در روايات سنّيها بسيار كوشش شده است كه تاريخى پر از جهاد و سرافرازى براى او بنويسند . به عنوان نمونه گفتهاند : او مىخواست در جنگ بدر شركت كند ، ولى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دليل سن كم ، مانع او شدند و يا آنكه او در جنگ خندق نوجوان بود و در كندن خندق و انتقال خاك همكارى مىكرد و در تبوك نيز پرچم بنى النجار به او سپرده شد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز دليل تقدم او را بر ديگر مجاهدان در اين امر ، تسلط بيشتر زيد بن ثابت بر قرآن شمردند « 3 » و نيز از انس بن مالك روايت كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ابو بكر را مهربانترين و عمر را محكمترين فرد در دين خدا و عثمان را با حياترين و زيد بن ثابت را عالمترين مردم به فرائض و تقسيم ارث و ابىّ بن كعب را بهترين قارى قرآن و معاذ بن جبل را داناترين افراد به حرام و حلال در ميان امت دانسته و ابو عبيدة بن جرّاح را امين و
هامش
( 1 ) . بخارى ، تاريخ كبير ، ج 8 ، ص 373
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 120 و مسند احمد ، ج 5 ، ص 182 و المبسوط ، ج 16 ، ص 89 .
( 3 ) . اسد الغابة ، ج 2 ، ص 221