تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
معتمد امت شمرده‌اند . « 1 » البته براى بررسى صحت اين حديث و مانند آن ، بايد زندگى هر يك از افراد نامبرده را بررسى كرد تا معلوم شود آيا اين ويژگيها در آنان بوده است يا خير . اما در مورد زيد بن ثابت بايد گفت كه وى در تقسيم ارث ، گاه از آيات قرآن كه براى همه قابل فهم بود و گاه از ذوق خود كمك مىگرفت و به اصطلاح ، استحسان مىكرد . همچنين وى جانب دولت را بسيار مراعات مىكرد و تا حد ممكن اموال را به بيت المال واريز مىنمود . در دانايى وى همين بس كه او دايى و خاله و عمه را از ارث بردن محروم و سهم آنان را به بيت المال واريز مىنمود . « 2 » از محمد بن سيرين روايت شده است كه غلام عمر بن خطاب از دنيا رفت ، پسر عمر از زيد پرسيد : « آيا دختران عمر از او ارث مىبرند ؟ » زيد گفت : « نه ، ولى اگر تو بخواهى ، به آنان ارث مىدهم . » « 3 » گويا تقسيم ارث به دلخواه اين و آن بستگى دارد ! همچنين معتضد از ابو حازم قاضى پرسيد : « اصحاب ، همگى معتقدند اولو الأرحام ( خويشاوندان ) ارث مىبرند ، اما زيد بن ثابت چنين اعتقادى نداشت . آيا او از ابو بكر و عمر و عثمان حكم محروميت ارث ذوى الارحام را روايت مىكرد ؟ » قاضى جواب داد : « هر كس چنين چيزى را از آنان روايت كرده باشد ، دروغ گفته است . » معتضد نيز دستور داد ارث خويشاوندانى كه به بيت المال واريز شده بود ، به آنان باز گردانده شود . « 4 » بايد پرسيد : حال ، اين كاتب وحى و مأمور گرد آورى
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 3 ، ص 281 و كنز العمال ، ج 11 ، ص 641 ( 2 ) . سنن ترمذى ، ج 3 ، ص 285 ( 3 ) . المدونة الكبرى ، ج 3 ، ص 380 و سنن دارمى ، ج 2 ، ص 397 ( 4 ) . المبسوط ، ج 30 ، ص 2 ، سرخسى در اين مورد گفته است : « حكم قاضى ، ابو حازم درست است . »