هستند و گاه از جهت صحت ، به درجه روايات بخارى مىرسند كه كتاب وى ، پس از قرآن ، صحيحترين كتاب نزد سنّيها مىباشد . بايد از آنان پرسيد : آيا رواج اين نظريه ، ميوهاى جز هدم اساس اعجاز قرآن و تبديل الفاظ الهى به الفاظ بشرى ندارد ؟ مروّجان اين نظريه چگونه به خود حق مىدهند از عدم تحريف قرآن صحبت كنند و مدعى تحريف كتاب الهى توسط گروهى شوند كه مصرانه خواستار عدم دخالت بشر در كلمات وحى هستند ؟ به يقين اگر اين روايات سخيف و ساختگى عملى مىشد . روزى مىرسيد كه تمام كلمات يك سوره يا حتى تمام قرآن به كلمات ديگرى تبديل مىشد و ما قرآنى كاملا متفاوت در پيش رو داشتيم ، اما از آنجا كه خود خداوند ضامن حفظ كتاب خويش شده است ، ما را از شر اين نظريه حفظ كرد و بهترين هديه خويش به عالم بشريت ، قرآن كريم را از دستبرد نگاه داشت . بايد گفت : اين نظريه از پايه و ريشه با نص صريح كتاب الهى منافات دارد و بايد طرد شود ، زيرا خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
، و زمانى كه آيات بين و روشن ما بر ايشان خوانده مىشود ، كسانى كه ديدار ما را باور ندارند مىگويند : قرآن ديگرى براى ما بياور يا آن را عوض كن . بگو من اجازه ندارم قرآن را از پيش خود تغيير دهم . من تنها از آنچه بر من وحى شده است پيروى مىكنم . من مىترسم اگر با پروردگارم مخالفت كنم ، گرفتار عذاب روز بزرگ شوم . ( يونس : 15 ) چگونه است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حق تغيير الفاظ قرآن را ندارد و تنها بايد از وحى پيروى كند ، اما خليفه و پيروانش چنين حقى را
هامش
256 ، تركيا : ديار بكر ، ج 1 ، ص 382 و اسد الغابة ، ج 5 ، ص 156 و سيوطى ، الاتقان فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 168 و كنز العمال ، ج 1 ، ص 550 و 619 و ج 2 ، ص 52 و 603