پيشوايان خود ، اين نظريه را رد كردهاند . « 1 » در ميان روايات سنّيها نيز به مواردى بر مىخوريم كه با نظريه شيعيان موافق است . ابن مسعود از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين نقل مىكند : « كتابهاى آسمانى پيش از اسلام ، از يك باب و بر يك حرف نازل شده بود ، اما قرآن بر هفت حرف نازل شده است : زجر ، امر ، حلال ، حرام ، محكم ، متشابه و امثال . . . » « 2 »
با كمال تأسف بايد گفت اين نظريه خطرناك ، آثار شوم خود را در فقه سنّيها گذاشته و فقهاى آنان فتوا دادهاند كه به موجب روايات مذكور ، مىتوان قرآن را به هر يك از هفت لهجه مختلف خواند ، به شرطى كه معنا تغيير نكند و به طريق اولى ساير الفاظ نماز را كه الفاظ غير قرآنى هستند ، مانند تشهد ، مىتوان به الفاظ مترادف تبديل نمود . « 3 »
نظريه جواز تغيير عبارات قرآن
شايد زشتترين نظريه ، اين باشد كه بگوييم مىتوان الفاظ قرآن را به دلخواه تغيير داد ، به شرط آنكه عذاب به مغفرت و مغفرت به عذاب تبديل نشود ! به يقين اين نظريه ، بزرگترين باب تحريف را مىگشايد و موجب از بين رفتن اعجاز قرآن مىشود . با كمال تعجب اين نظريه در روايات سنّيها ، از جمله
هامش
( 1 ) . الشهيد الثانى ، مسالك الافهام ، توفى 966 ، طبعة حجرية قم : دار الهدى ، ج 1 ، ص 429 و رضا الهمدانى ، مصباح الفقيه ، توفى 1323 ، طبعة حجرية ، قم : مكتبة مصطفوى ، ج 2 ، ص 274 و السيد الخوئى ، مستند العروة ، توفى 1413 ، قم : المطبعة العلمية ، ج 4 ، ص 474 و البيان فى تفسير القرآن ، السيد خوئى ، توفى 1413 ، بيروت : دار الزهراء ، ص 160 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 553 ج 2 : ص 289 و الدر المنثور ، ج 2 ، ص 6 ، و نيز ر . ك .
مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 152 و سيوطى ، اتقان ، ص 170
( 3 ) . شافعى ، اختلاف الحديث توفى 204 ، بيروت : دار الفكر ، ص 489 و كتاب الام ، ج 1 ، ص 142 و سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 145 و ابن قدامه ، المغنى ، ج 1 ، ص 575 و ابن حزم ، المحلى ، ج 3 ، ص 253