تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
راست و ميكائيل سمت چپ نشست . پس جبرئيل گفت : « قرآن را بر يك حرف بخوان ! » ميكائيل گفت : « بيشتر كن ! » تا به هفت رسيد و تمام آن هفت حرف ، شافى و كافى مىباشد . » « 1 » گر چه گروهى خواسته‌اند روايات فوق را در حدّ تواتر معرفى مىنمايند ، « 2 » اما ظاهرا تمامى احاديث فوق ، از تعداد اندكى كه عمر بن خطاب آنها را روايت كرده است تجاوز نمىكند و به نظر مىرسد احاديث ابىّ بن كعب نيز ناشى از همين تعداد اندك باشد و يا به او نسبت داده‌اند . اكثر اصحاب ، اين روايت را از عمر نقل كرده‌اند و همين ، مؤيد اين نظريه است كه اصل ادعا از طرف او بوده است . معتبرترين روايت در اين مورد ، روايتى است كه از ابىّ بن كعب نقل شده است و در آن آمده است كه رسول خدا فرمود : « من در ميان مردم عامى و امى مبعوث شده‌ام كه پير و زمين گير و بزرگ و كوچك و غلام و كنيز و مرد و . . . در ميان آنها است و هرگز كتابى نخوانده‌اند ( پس چگونه مىتوانند قرآن بخوانند ) ! » جبرئيل نيز پاسخ داد : « محمد ! قرآن بر هفت حرف نازل شده است . » « 3 » سبك مناقشاتى كه در اين روايت و مانند آن بين جبرئيل و ميكائيل و بقيه ملائكه واقع شده است ، از قبيل مناقشاتى كه در ميان يهوديان ، بين حضرت موسى عليه السلام و خداوند واقع شده است و اين نيز مؤيد ساختگى بودن اين روايات است . بايد توجه داشت كه داستان هشام بن حكيم كه سر منشأ اعتقاد به اختلاف قرائت به دليل تعدد نزول قرآن است ، پس از فتح مكه بوده است ، زيرا وى از
هامش
( 1 ) . همان و نيز ر . ك . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 201 و سنن ابو داوود ، ج 1 ، ص 331 و سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 263 و سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 383 و مسند احمد ، ج 1 ، ص 24 و 39 و 45 و 264 ( 2 ) . السيوطى ، الاتقان فى علوم القرآن ، توفى 911 ، تحقيق أبو الفضل ابراهيم ، مصر ، ج 1 ، ص 163 . ( 3 ) . سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 263