تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مدتها مىباشد كه مشغول عبادت و پرستش هستم . بار ديگر پرسيد گريه‌ات چگونه است ، عابد گفت من به اندازه‌اى گريه مىكنم كه اشكم جارى مىگردد ، عالم گفت : اگر خنده كنى ولى از خدا بترسى بهتر از گريه مىباشد ، تو تظاهر مىكنى و كسى كه با عمل خود تظاهر كند از آن سودى نمىبرد و اعمالش بالا نمىرود . 8 - زراره گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : داود پيغمبر عليه السّلام گفت : من خداوند را چنان عبادت كنم و قرائتى بخوانم كه كسى مانند آن را بجا نياورده باشد ، داود وارد محراب خود شد و عبادت و قرائت خود را بجاى آورد . هنگامى كه از نمازش فارغ شد متوجه شد غورباغه در محراب است ، گفت : اى داود تو امروز در عبادت خود گرفتار عجب شدى ، داود گفت : آرى چنين بود ، گفت : عجب نداشته باش من در هر شب هزار بار تسبيح مىگويم ، كه از هر تسبيحى سه هزار تحميد جدا مىشود ، من در قعر آب زندگى مىكنم پرنده گرسنه‌اى در هوا فرياد مىزند و من روى آب مىآيم او مرا صيد مىكند و مىخورد در حالى كه هيچ گناهى نكرده‌ام . 9 - عبد الرحمن بن حجاج گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : بنده‌اى مرتكب گناه مىگردد و بعد پشيمان مىشود ، پس از آن كارهاى شايسته انجام مىدهد و خوشحال مىگردد ولى در كارها سستى مىكند ، و اگر تنبلى و سستى كند بهتر است از اينكه كار نيك انجام دهد ولى عجب برايش حاصل شود . 10 - امام عليه السّلام فرمود : خداوند متعال مىفرمايد : بعضى از بندگان من چيزى از من طلب مىكند و توفيق طاعتى مىخواهد ، من خواسته او را اجابت نمىكنم براى اينكه عجبى براى او حاصل نشود . 11 - وشاء گويد : امام ابو الحسن عليه السّلام فرمود : ايوب عليه السّلام عرض كرد : بار خدايا از مال دنيا چيزى از تو نخواستم و در اين حال در دلش حالتى پديد آمد ، در اين هنگام ابرى ظاهر شد و گفت : اى ايوب كه اين توفيق را به تو داد گفت : خداوندا تو به من اين توفيق را عطا كردى .