آن را واجب كرده است و نماز جز در وقت واجب جايز نيست ، هنگام نماز صبح آن است كه شب سپرى شود و خوردن و آشاميدن بر روزهدار حرام باشد .
وقت نماز ظهر هنگامى است كه آفتاب به شدت گرم شود و سايهات از بين برود ، و در هنگام زمستان وقتى است كه آفتاب از فلك بگذرد و اين هنگامى است كه آفتاب در پيشانى راست تو قرار گرفته باشد شرطى كه خداوند در ركوع و سجود قرار داده .
هنگام نماز عصر آن است كه آفتاب هنوز در حال درخشيدن است ، و فاصله آن تا غروب به اندازهاى است كه يك شتر سوار بتواند دو فرسخ راه طى كند ، و هنگام مغرب آن است كه آفتاب غروب كند و روزهدار افطار نمايد .
هنگام نماز خفتن آن است كه سياهى شب همه جا را فرا گيرد و سرخى از افق برود و تا ثلث شب وقت نماز خفتن مىباشد ، هر كس در اين هنگام به خواب رود خداوند ديدگان او را نخواباند ، اين بود مواقع نمازها و نماز براى مؤمنان در وقت معينى واجب شده .
مردى مىگويد : من مهاجرت كردم در حالى كه او هجرت نكرده است ، مهاجران كسانى هستند كه از گناهان هجرت مىكنند و مرتكب گناه نمىكردند ، مردى مىگويد : من جهاد مىكنم در حالى كه او اهل جهاد نيست و جهاد دورى كردن از حرامها و با دشمنان مىباشد .
گروهى جنگ مىكنند و جنگ را هم دوست مىدارند ولى مقصود آنها از جنگ نامآورى و گرفتن اجر و مزد و پاداش است گروهى هستند كه اهل شجاعت هستند و مىخواهند از افراد آشنا و يا ناشناس حمايت كنند .
بعضى از افراد هم اهل ترس و ضعف هستند به طورى كه پدر و مادرشان را به دشمنان تحويل مىدهند ، و اين خود يك هلاكت بشمار مىرود ، در جنگها و جهادها اجر و پاداش بر حسب نيتها مىباشد و مىدانيد كه سگ از صاحبش دفاع مىكند .
روزه يعنى دورى كردن از محرمات همان گونه كه مردى از خوردنىها و
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٨