دوم مىباشد .
5 - خالد صيقل از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمودند : خداوند به يكى از فرشتگان اختيار داد تا او كارى كه مىخواهد انجام دهد ، فرشته هفت آسمان و زمين پديد آورد هنگامى كه ديد اشياء از او اطاعت مىكنند گفت : امروز مانند من كسى نيست .
در اين هنگام خداوند متعال پارهاى آتش فرستاد كه در حجم مانند يك انگشت بود ، آن آتش هر چه را كه آن فرشته درست كرده بود همه را نابود كرد و چيزى از آن باقى نماند ، و اين بخاطر عجبى بود كه آن فرشته را در اثر خلقت پديده آمده بود .
6 - امام باقر عليه السّلام فرمود : محمد بن شهاب زهرى خدمت امام سجاد عليه السّلام رسيد در حالى كه محزون و گرفته بود ، امام عليه السّلام به او فرمود : چرا محزون مىباشى ، گفت يا ابن رسول اللَّه حسودان بر من حسد مىبرند از اين رو محزون هستم ، آنها در مال من طمع كردهاند و نعمتهاى مرا كفران مىكنند و نيكيهاى مرا فراموش نمودهاند .
امام سجاد عليه السّلام فرمودند : زبان خود را نگهدار تا همه را به طرف خود جلب كنى ، زهرى عرض كرد يا ابن رسول اللَّه من به آنها احسان مىكنم ولى گاهى از زبان من كلامى بدون قصد گفته مىشود امام فرمود : همان متوجه باش كه خودپسندى نكنى ، و سخنى از زبانت بيرون نيايد كه بعد نتوانى آن را انكار كنى و يا معذرت خواهى بكنى .
شما بدانيد اگر سخنى از زبانت بيرون شد و كسى از شما ناراحت گرديد ديگر عذرخواهى و پوزش نمىتواند دل او را آرام كند و رفع كدورت نمايد ، اى زهرى هر كس عقلش كامل نبود نابوديش آسان خواهد بود .
اى زهرى چرا نمىخواهى همه مسلمانان را مانند خانوادهات بدانى ، بايد متوجه باشى كه بزرگان آنها پدرت هستند و كوچكها فرزند شما مىباشند ، و جوانها برادرت هستند ، اگر اين چنين بدانى به كدام شخص ظلم مىكنى و يا به كدام يك نفرين مىنمائى ، و يا مىخواهى پرده كدام يك از آنها را پاره سازى .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٤