تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
در آن خير قرار مىدهد . روايت شده كه خداوند متعال به موسى بن عمران عليه السّلام وحى كرد اى موسى من مخلوقى را محبوب‌تر از مؤمن نيافريدم ، اگر او را گرفتار مىكنم براى او خير است و اگر او را عافيت مىدهم باز براى او خير مىباشد ، او بايد در گرفتارىها صبر كند و نعمت‌هاى من را سپاس گويد : و به حكم من راضى باشد و در اين صورت او را در زمره صديقان خواهم نوشت . از عالم عليه السّلام روايت شده كه فرمود : مؤمن همواره در معرض خيرات مىباشد اگر او را با مقراض از هم پاره پاره كنند براى او خير خواهد بود ، و اگر حكومت شرق و غرب را هم بدست بياورد باز هم براى او خير مىباشد . روايت شده هر كس متدين شد همه نيكىها را فرا گرفته است ، روايت شده كه خداوند متعال دنيا را به همه مىدهد چه دوست خدا باشد و يا نباشد ، و ليكن دين را فقط به دوستان خود مىدهد . در يك حديثى ديگر آمده است كه خداوند دين را به خاصان و برگزيدگان از مخلوقات خود مىدهد . روايت شده هر گاه چيزى از دنيا طلب كردى و به آن نرسيدى متوجه باش كه خداوند تو را ويژگىهائى از دين عطا كرده و ديگران را از آن محروم ساخته است ، اگر به دين برسى و جانت را در اين راه بدهى بهتر است از اينكه جان خود را براى دنيا از دست بدهى . روايت شده كه خداوند به داود وحى كرد كه فلان زن دختر فلان شخص در بهشت با تو در يك مقام خواهد بود ، داود رفت و از او پرسيد تو اين مقام را از كجا بدست آورده‌اى ، او هم جريان خود را گفت و معلوم شد او هم مانند ساير مردم زندگى مىكند . داود پرسيد نيت شما چگونه است ، گفت من در هر جايى كه هستم براى من فرق نمىكند ، اگر ديروز وضعى داشته‌ام و امروز آن وضع تغيير كرده باشد ناراحت نيستم و همه در نظر من يكسان مىباشند داود گفت : حسن ظنت به خدا تو را به