باشند .
در جايى ديگر فرمود : بر خداوند توكل داشته باشيد اگر مؤمن هستيد ، در اينجا توكل را كليد ايمان دانسته است و ايمان قفل توكل به حساب مىآيد ، حقيقت توكل ايثار است و اصل ايثار استعمال شىء در حقيقت آن مىباشد .
متوكل در توكل خود دو ايثار را اثبات مىكند ، اگر ايثارش دنيائى باشد در آن محجوب خواهد ماند ، و اگر خدائى باشد با وى باقى مىماند ، اينك اگر مىخواهى متوكل خدائى باشى پنج تكبير نثار روحت بگردان و از همه آرزوها دست بردار همانطور كه مرده از زندگى دست بر مىدارد .
پائينترين حد توكل آن است كه با همت و كوشش با مقدورات خود مسابقه ندهى ، و از آنچه در قسمت به تو رسيده گردن فرازى نكنى و زياده روى نداشته باشى ، و از آنچه از دست دادهاى فراموش كنى و منتظر آمدن آن نباشى ، اگر به اين سه موضوع توجه نكنى ايمانت از دست خواهد رفت در حالى كه توجه ندارى .
اگر مىخواهى پاره از شعار متوكلان را بدانى به اين داستان توجه داشته باش ، و آن اين است كه روايت شده يكى از متوكلان نزد بعضى از امامان رفت و گفت جواب يكى از مسائل مرا كه در باره توكل مىباشد بدهيد .
امام هم آن مرد را به حسن توكل مىشناخت و از ورع و پرهيزكارى او اطلاع داشت ، و مىدانست او در سؤال خود راستگو مىباشد و قبل از اينكه او سؤال كند امام از دل او آگاه بود ، امام گفت در جاى خود قرار بگير و ساعتى به من مهلت بده .
او هم صبر كرد تا امام جواب او را حاضر كند ، در آن هنگام كه او سر به زير انداخته بود ناگهان فقيرى از مقابل آنها گذشت ، امام عليه السّلام دست در جيب خود كرد و چيزى از آن در آورد و به فقير داد ، و بعد متوجه سائل شد و فرمود : سؤال خود را مطرح كن .
سائل گفت : اى امام من مىدانستم كه تو قدرت دارى جواب مرا فورا بدهى و احتياج به مهلت هم نداشتى چرا از پاسخ من تاخير فرمودى ، امام فرمود : براى
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٤