تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
داشت كه در كجا به هلاكت برسد . عالم عليه السّلام فرمود : خداوند متعال مىفرمايد : سوگند به عزّت و جلال خودم و سوگند به مقام بلندم ، هر بنده‌اى كه خواسته مرا به خواسته‌هاى خود ترجيح دهد و دست از هواى نفس خود بردارد دل او را بىنياز خواهم كرد و آخرت را همت او قرار خواهم داد ، و وسيله زندگى او را فراهم كرده و او را خودكفا خواهم كرد . من آسمان و زمين را ضامن روزى او مىكنم ، و حوائج او را بر مىآورم ، و دنيا ناچار به طرف او خواهد آمد ، سوگند به عزّت و جلالم و بلندى مقام و جايم ، هر بنده‌اى كه خواسته‌هاى خود را بر خواسته‌هاى من ترجيح دهد اميدش را قطع مىكنم ، و به اندازه‌اى كه براى او مقدر كرده‌ام او را روزى مىدهم . روايت شده كه بعضى از علماء مىگفتند : پاك و منزه است آن خدائى كه اگر همه دنيا خير بود كسى را كه دوست مىداشت در آنجا هلاك مىكرد ، و پاك است آن خدائى كه اگر همه دنيا شر و فساد بود باز هر كس را كه مىخواست نجات مىداد . روايت شده كه از هر چه اميد ندارى اميدوارتر باش تا به آنچه اميدوارى ، موسى بن عمران عليه السّلام بيرون شد تا براى خاندانش آتش بياورد ولى خداوند با وى سخن گفت و به عنوان پيامبر به ميان آنها بازگشت . ملكه سبا به طرف سليمان رفت و به دست او مسلمان شد ، ساحران فرعون به ميدان موسى عليه السّلام آمدند تا عزت فرعون را حفظ كنند ، ولى در نتيجه ايمان آوردند ، روايت شده چيزى كه گذشت نگو كاش چنين و چنان مىشد . عالم عليه السّلام فرمود : هر گاه خداوند بخواهد به ما عطا مىكند ، و هر گاه بخواهد ندهد ما راضى هستيم . روايت شده كه داناترين مردم كسانى هستند كه به حكم خداوند راضىتر باشند . روايت شده بالاترين طاعت خداوند صبر و رضايت است ، و روايت شده خداوند براى هر بنده‌اى هر چه مقدر كرده باشد و بنده به آن رضايت دهد خداوند