و چيزى را خواسته است كه از او نيست و معاويه و لشكريانش نيز به آن دست نمى يازند . اين گروه سركش و ستمگر را ابليس از پى خود مى كشد و براى آنان بارقهء آرزوى دور و دراز خود را فرو آورده و با فريب خود ، ايشان را شيفته است ، و شما داناترين مردم به حلال و حراميد ، به آنچه كه مى دانيد بى نياز شويد و از آنچه خداوند شما را از شيطان بر حذر داشته است بر حذر باشيد و به پاداش و گرامى داشتى كه در پيشگاه خداوند است رغبت ورزيد و بدانيد ربوده عقل آن كسى است كه دين و امانتش ربوده شده باشد و مغرور و فريفته آن كسى است كه گمراهى را بر هدايت برگزيند و مبادا كه كسى خود را از من كنار كشد و بگويد شركت ديگران در اين كار كافى و بسنده است ، و بدانيد كه اندك اندكها بسيار و قطره قطره دريا مىشود و « هر كس از آبشخور خويش دفاع نكند مورد ستم قرار مى گيرد .
» وانگهى من به شما فرمان مى دهم در اين كار استوار باشيد و در راه خدا جهاد كنيد و از هيچ مسلمانى غيبت مكنيد و به خواست خداوند متعال منتظر نصرت بسيار نزديك از جانب خداوند باشيد .
نصر مى گويد : سپس پسرش حسن بن على عليهما السّلام برخاست و چنين گفت : سپاس خداوندى را كه خدايى جز او نيست و براى او انبازى نمى باشد . همانا خداوند حق خود را بر شما چنان بزرگ قرار داده و چندان نعمت بر شما فرو ريخته كه نمى توان شمرد و نمى توان از عهدهء شكرش بيرون آمد و هيچ سخن و وصفى به كنه آن نمى رسد و ما همانا [ نخست ] براى خدا و [ سپس ] براى شما خشم گرفتهايم و بدانيد هيچ قومى بر كارى متحد و هماهنگ نمى شود مگر اينكه كارش محكم و بنيانش استوار مىشود . اينك براى كشتن دشمن خودتان ، معاويه و سپاهيان او ، متفق و هماهنگ شويد و خوارى و زبونى مكنيد كه زبونى رشتههاى دل را مى گسلد و همانا اقدام و پيشروى در مقابل نيزهها مايهء شجاعت و غرور و صيانت است . هر قوم كه از خويشتن با قدرت دفاع كند هر علت و درماندگى را از ايشان بر مى دارد و شدتهاى خوارى را از ايشان كفايت مىكند و آنان را به معالم دين و آيين راهنمايى مى نمايد . و سپس اين بيت را خواند : « از صلح آنچه را كه به آن خشنودى ، مى گيرى و حال آنكه جنگ با چند جرعه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٩