تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
رايتى كه على ( ع ) در كوفه آن را بست و بر افراشت رايت ربيع بن خثيم بود . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از يوسف بن يزيد ، از عبد اللّه بن عوف بن احمر نقل مى كرد كه مى گفته است على عليه السّلام از نخيلة حركت نكرد تا آنكه ابن عباس همراه مردم بصره پيش او آمد و گويد : على ( ع ) براى ابن عباس نامه‌اى نوشته بود كه مضمون آن چنين بود : اما بعد ، خودت همراه مسلمانان و مومنانى كه پيش تو هستند پيش من بيا ، و گرفتاريهاى مرا كه آنجا گرفتارش بودم و گذشت و عفو مرا در جنگ از ايشان فرايادشان آور و فضيلتى را كه در شركت در اين كار براى آنان خواهد بود به آنان گوشزد كن . و السّلام . گويد : چون نامهء على ( ع ) در بصره به دست ابن عباس رسيد ميان مردم برخاست و نامه را براى ايشان خواند و حمد و ثناى خدا را بر زبان آورد و چنين گفت : اى مردم آماده شويد براى رفتن و پيوستن به امام خودتان ، سبك بار و سنگين بار حركت كنيد و با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد كه شما با تبهكارانى كه حرام خدا را حلال مى شمرند و قرآن را [ چنان كه بايد و شايد ] نمى خوانند و حكم قرآن را نمى شناسند و به دين و آيين حق متدين نيستند جنگ خواهيد كرد ، آن هم همراه امير المؤمنين و پسر عموى رسول خدا ، كسى كه امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر و حكم كنندهء به حق و استوار بر هدايت و حكم كننده به حكم قرآن است ، رشوه‌اى در حكم نمى پردازد و با تبهكاران نرمى نمى كند و در راه خدا سرزنش سرزنش كننده او را فرو نمى گيرد و باز نمى دارد . احنف بن قيس برخاست و گفت : آرى به خدا سوگند خواسته‌ات را پاسخ مثبت مى دهيم و همراه تو در سختى و آسانى و بر خشنودى و ناخوشى بيرون مى آييم و در اين كار براى خود پاداش مى طلبيم و از پروردگار بزرگ براى خود آرزوى پاداش پسنديده مى كنيم . خالد بن معمر سدوسى هم برخاست و گفت : شنيديم و گوش به فرمانيم ، هرگاه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 91 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى