تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بخواهى حركت كنيم حركت مى كنيم و هرگاه ما را فراخوانى پذيراييم . عمرو بن مرجوم عبدى هم برخاست و گفت : خداوند امير المومنين را موفق بداراد و حكومت بر مسلمانان را براى او جمع كناد و تبهكارانى را كه حرام خدا را حلال مى شمرند نفرين كناد ، آنانى را كه قرآن را [ چنان كه بايد و شايد ] نمى خوانند و به خدا سوگند ما بر آنان خشمگين و در راه خدا از ايشان بريده و جداييم . هرگاه تو بخواهى به خواست خداوند متعال پيادگان و سواران ما همراهت خواهند بود . گويد : مردم براى حركت پاسخ مثبت دادند و با نشاط و سبكبار پذيرا شدند . ابن عباس ، ابو الاسود دوئلى را بر بصره گماشت و بيرون آمد و در نخيلة به على ( ع ) پيوست .

نامهء محمد بن ابى بكر به معاويه و پاسخ او

نصر مى گويد . محمد بن ابى بكر به معاويه چنين نوشت : از محمد پسر ابوبكر ، به گمراه معاوية بن صخر . سلام بر آنان كه اهل اطاعت از خدايند و نسبت به دوستان خدا تسليم مى باشند . اما بعد همانا كه خداوند با جلال و بزرگى و نيرو و توان خويش خلقى را آفريد بدون آنكه بيهوده باشد و در نيروى او ضعفى پديد آمده باشد . او را نيازى به آفرينش ايشان نبوده است و آنان را بندگان خويش آفريده ، گروهى را سعادتمند و گروهى را بدبخت و گمراه و هدايت شده قرار داده است . آن گاه آنان را با علم خود برگزيده و از ميان ايشان محمد ( ص ) را برگزيد و او را به رسالت خويش مخصوص و براى وحى خويش انتخاب كرده است و امين بر امر و فرمان خود قرار داده است ، و او را پيامبرى قرار داده كه به كتابهاى خداوند كه پيش او بود تصديق داشت و راهنماى شرايع بود . محمد ( ص ) مردم را با حكمت و اندرز پسنديده به راه و فرمان خدا فرا خواند و نخستين كس كه پذيرفت و به حق و خدا توجه كرد و او را تصديق و با او موافقت كرد و كاملا تسليم شد و اسلام آورد برادر و پسر عمويش على بن ابى طالب عليه السّلام بود كه او را در مورد امور غيبى و پوشيده تصديق كرد و او را بر هر دوست برگزيد و او را از هر بيم و