تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
را بر همدان گماشت - و هر دو از خويشان او بودند - و خود به حضور على ( ع ) آمد و همراه او در جنگ صفين شركت كرد . نصر مى گويد : در اين هنگام عبد اللّه بن عباس از بصره نامه‌يى براى على عليه السّلام نوشت و در آن اختلاف مردم بصره را گزارش داد . على ( ع ) براى او چنين نوشت : [ از بندهء خدا على امير مؤمنان به عبد اللّه بن عباس ] اما بعد ، فرستاده‌ات نزد من آمد و نامه‌ات را خواندم كه در آن از احوال مردم بصره و اختلاف ايشان را پس از بازگشت من از آن شهر نوشته بودى ، اينك به تو از حال آن قوم خبر مى دهم : آنان دو گروهند برخى اميدوار [ پاداش ] هستند و برخى نيز از عقوبت [ كه ممكن است در انتظارشان باشد ] بيمناكند . بنابراين آنان را كه راغب هستند با عدل و انصاف و نيكى تشويق و ترغيب كن و گره بيم را از دل بيمناكان بگشاى و فقط فرمان مرا به كار ببند و از آن در نگذر و به ويژه نسبت به قبيله ربيعه نيكى كن و نسبت به هر كس كه تو را پذيرفت تا آنجا كه مى توانى به خواست خداوند متعال نيكى و محبت كن . نصر مى گويد : و على عليه السّلام براى عموم كارگزاران و اميران مناطق همان گونه كه براى مخنف بن سليم نامه نوشته بود ، نامه نوشت و منتظر ايشان بماند . نصر همچنين مى گويد : عمر بن سعد ، از ابو روق نقل مىكند كه مى گفته است زياد بن نضر حارثى به عبد اللّه بن بديل گفت : همانا كه اين جنگ ما سخت و دشوار است و هيچ كس جز افراد دلير و شجاع و راست نيت و مطمئن بر آن پايدارى نخواهد كرد . به خدا سوگند گمان نمى كنم كه اين جنگ از ايشان و از ما جز فرومايگان را باقى گذارد . عبد اللّه بن بديل گفت : من هم به خدا سوگند جز اين گمانى ندارم ، و چون اين سخن آن دو به اطلاع على ( ع ) رسيد به آنان فرمود : اين سخن در سينه‌هايتان اندوخته بماند ، آن را آشكار مكنيد و هيچ شنونده‌اى آن را از شما نشود ، كه خداوند براى قومى كشته شدن را و براى قومى ديگر مرگ عادى را رقم زده است و مرگ هر كس همان گونه كه خداوند رقم زده است فرا خواهد رسيد ، خوشا به حال آنان كه در راه خدا جهاد كننده‌اند و در اطاعت فرمانش كشته شدگانند .