آنان ، بگوييد : « بار خدايا خونهاى ايشان و ما را حفظ كن و ميان ما و ايشان را اصلاح نماى و آنان را از گمراهيشان به راه راست هدايت فرماى تا هر يك از ايشان كه حق را نمى شناسد بشناسد ، و هر كس از ايشان كه به ستم و عدوان گراييده است از آن دست بدارد . » براى من دوست داشتنى تر و براى شما هم بهتر است .
آن دو گفتند : اى امير المؤمنين اندرزت را مى پذيريم و از فرهنگ و ادب تو فرهنگ مى آموزيم . نصر مى گويد : عمرو بن حمق در آن روز گفت : اى امير المؤمنين به خدا سوگند من با تو بيعت نكردهام و ترا دوست نمى دارم از اين لحاظ كه ميان من و تو نزديكى است و نه از اين جهت كه مال و خواستهيى از تو به من برسد و نه براى قدرتى كه موجب آوازه و نام آورى من شود ، بلكه من تو را براى پنج خصلت كه در توست دوست مى دارم كه تو پسر عموى پيامبرى و وصى اويى و پدر فرزندزادگان پيامبرى كه ميان ما باقى ماندهاند و از همهء مردم در مسلمان شدن پيشگام ترى و سهم تو در جهاد از همه مهاجران بيشتر است و بر فرض كه من مجبور شوم كوههاى بسيار سنگين را جا به جا كنم و آب درياهاى ژرف را بيرون كشم تا آنكه روزى دوست ترا تقويت و دشمن ترا خوار و زبون سازم در عين حال خيال نمى كنم توانسته باشم تمام حقوقى را كه از تو برگردن من است پرداخت كرده باشم .
على عليه السّلام عرضه داشت : پروردگارا دلش را با پرهيزگارى روشن فرما و او را به راه راست خود هدايت كن . اى كاش ميان سپاه من صد تن چون تو بودند . حجر گفت : اى امير المؤمنين به خدا سوگند در آن صورت سپاهت رو به راه مى شد و ميان آنان كسانى كه با تو دغلبازى كنند كم مى بود .
نصر مى گويد : حجر بن عدى هم برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ما فرزندان جنگ و شايسته آنيم . ما جنگ را بارور ساخته و آن را به نتيجه مى رسانيم . جنگ به ما دندان نشان داده است و ما به او دندان نشان دادهايم . ما را عشيره و يارانى است كه افراد و ساز و برگ دارند و داراى راى آزموده و شجاعت پسنديده مى باشند و زمام ما در اختيار توست ، اگر به خاور روى با تو به خاور مى آييم و اگر به باختر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٥