تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
آهنگ « جلولاء » و « خانقين » كرد و حارث به تعقيب او پرداخت تا به دهكده‌يى به نام « مدبج » رسيد . شمار همراهان صالح در آن هنگام نود تن بود . حارث لشكر خود را آرايش جنگى داد و ميمنه و ميسره تشكيل داد . صالح نيز ياران خود را به سه گروه تقسيم كرد : خود در يك گروه بود و شبيب با گروهى در ميمنه و سويد بن سليم همراه گروهى ديگر در مسيره گمارده شدند . و در هر گروه سى مرد بودند . هنگامى كه حارث بن عميره بر آنان سخت حمله سخت كرد ، سويد بن سليم با گروه خود عقب نشينى كرد . صالح چندان پايدارى كرد كه كشته شد . شبيب نيز آن قدر زد و خورد كرد كه از اسب خود سرنگون شد و ميان ياران خود فرو افتاد . او برخاست و خود را به جايگاه صالح رساند و او را كشته يافت . بانگ برداشت : كه اى مسلمانان پيش من آييد و چون خوارج به او پناه بردند به آنان گفت : هر يك از شما پشت بر پشت دوستش دهد و چون دشمن نزديك آمد او را با نيزه بزند تا بتوانيم وارد اين دژ شويم و در كار خود بينديشيم . آنان كه هفتاد تن بودند همراه شبيب به آن دژ در آمدند . حارث بن عميره شامگاه ، ايشان را محاصره كرد و به ياران خود گفت : كنار اين دژ آتش بيفزويد و چون در آتش گرفت آن را به حال خود بگذاريد كه ايشان نخواهند توانست از آن بيرون بيايند تا به هنگام صبح ايشان را بكشيم . آنان چنان كردند و به لشكرگاه خود بازگشتند . شبيب به ياران خود گفت : منتظر چه هستيد به خدا سوگند كه اگر آنان صبح بر شما حمله آورند هلاك شما در آن است . گفتند : فرمان خود را به ما بگو . گفت : شب براى حمله پوشيده‌تر است . با من يا با هر كس كه مى خواهيد بيعت كنيد ، سپس همراه ما شبانه بيرون رويد تا به آنان در لشكرگاهشان حمله كنيم كه آنان به خيال خود از شما در امانند و اميدوارم كه خداوند شما را بر ايشان پيروز نمايد . گفتند : دست فراز آر تا با تو بيعت كنيم و چنان كردند . و چون كنار در رسيدند و آن را آتش ديدند ، نمدزينها را آوردند و با آب خيس كردند و بر آن افكندند و بيرون آمدند . حارث بن عميره هنگامى متوجه شد ، كه شبيب و يارانش ميان لشكرگاه بر آنان شمشير